تاثیر زبان تورکی بر فارسی و دیگر زبانهای ایرانی


دوزلو اوغلان وبلاگلارینین یاخشی اولماقی اوچون آتیل باتیل فروشگاهین دان آلیش وئریش ائدین

 

تاثیر توركی بر فارسی و دیگر زبانهای ایرانی 

برگرفته شده از ماهنامه ی ( حیدر بابا) چاپ تورنتوی کانادا

شمار كل كلمات روزمره تركی آزربایجانی، نفوذ استوار توركی بر فرهنگ لغت فارسی استاندارد را، در هر دو گونه نوشتاری و محاوره ای تصدیق می كند. نمونه هائی نمادین، واژه های “اطاق” [اوتاق]، “اجاق” [اوجاق]، “اطو” [اوتو]، “قیچی” [قایچی]، “قاچاق”، “قدغن” [قاداغان] (اصلا اسمی به معنی فرمان و امر)، “توتون”، و “توپ” می باشند

20/07/2009
شمار كل كلمات روزمره تركی آزربایجانی، نفوذ استوار توركی بر فرهنگ لغت فارسی استاندارد را، در هر دو گونه نوشتاری و محاوره ای تصدیق می كند. نمونه هائی نمادین، واژه های “اطاق” [اوتاق]، “اجاق” [اوجاق]، “اطو” [اوتو]، “قیچی” [قایچی]، “قاچاق”، “قدغن” [قاداغان] (اصلا اسمی به معنی فرمان و امر)، “توتون”، و “توپ” می باشند. پسوند لغوی توركی “–چی” در زبان فارسی، مستقل از الگوهای اصلی لغوی و قانون هماهنگی اصوات توركی، برای ایجاد قالب فاعلی در زبان فارسی بكار رفته است: شكارچی، تقلیدچی، پستچی (بواسطه زبان فرانسوی، مانند پوستاچی در تركی تركیه بواسطه زبان ایتالیائی)، توتونچی (توتونجو در تركی تركیه، توتونچو در تركی آزربایجانی).

دامنه های معنائی دائره لغات توركی در زبان فارسی، شامل عرصه های چوپانی-روستائی، خانوادگی، نظامی، فن آوری و تجاری است، كه همه دال بر وجود تاثیرات ناشی از تعامل و اندركنش جعمیتهای دو زبانه و در هم آمیخته در سطوح زبانهای محاوره ای، محلی و عملی روزمره است. در مواردی كه وامواژه های توركی دارای معادل فارسی باشند، اغلب ممكن است كه این دو را به لحاظ اجتماعی در دو رده متضاد تصنیف نمود. در این رده بندی، معادل فارسی و یا فارسی-عربی رسمیتر، ادبیتر و یا ظریفتر در معنا، و معادل توركی و یا توركی-مونقولی غیررسمیتر، نثرانه تر و یا بومی-محلی تر است.

از هزاران وامواژه توركی در زبان فارسی مربوط به دوره های گوناگون، كه لیست آنها در اثر گئرهار دوئرفر داده شده، وی حدود یك هزار و دویست عدد از آنها را به عنوان تركی آزربایجانی مشخص نموده است (دائره المعارف اسلام، جلد ٣، ماده آزربایجان، ٨، ص ٢٤٦). از این كلمات، شاید غالب آنها اصطلاحات موقتی و یا اداری-دیوانی مانند دوستاق (اسیر، متاتئز كلمه اصلی دوت-ساق)، سااونگ (؟، مصادره كردن) باشند كه از تواریخ كلاسیك فارسی گرفته شده اند. اینها به همراه كلمات و گزاره های توركی كه گهگاه وارد شعر فارسی (گنجه ای ، ١٩٨٦) شده اند، پدیده هائی هستند كه بر همزیستی مداوم تركها و فارسها در قلمروهای سیاست و فرهنگ عامه گواهی می دهند. اما اینگونه تعابیر، گزاره ها و كلمات توركی موجود در [تواریخ كلاسیك] زبان فارسی، كمكی به تعیین و مشخص نمودن بدنه مدرن زبان توركی در زبان فارسی نمی كنند.

برخی از تعبیرات آئینی در زبان فارسی ناشی از تثبیت شیعه گری توسط صفویان، منشا توركی دارند. اینگونه تعبیرات نه تنها شامل كلمه هائی توركی-مونقولی مانند “توغ” -نوعی پرچم سواره نظام در جنگ كه امروز به عنوان علم در مراسم محرم بكار می رود- می شود، بلكه شامل كلماتی مانند “تعزیه” كه اصلا عربی است نیز می گردد. كلمه تعزیه كه نمایش مصیبت محرم است، منشاء تركی آزربایجانی خود را در ساقط شدن صدای “ت” پایانی فرم اولیه و اصلی كلمه (تعزیت) بروز می دهد. (پئری، ٢٠٠١، ص. ١٩٨)

در حالیكه شاهان صفوی موقعیت فارسی نوشتاری را به زبانی اداری و ادبی ترفیع دادند، این واقعیت كه آنها و افسران عالیرتبه نظامی قیزیلباششان در دربار و ارتش خود بر حسب معمول به توركی سخن می گفتند، به زبان مادری توركی در ایران پرستیژی بی سابقه بخشید. توركی دامنه های كاربردی خود را توسعه داد و به عنوان سمبل هویتی قومی و اجتماعی، با زبان فارسی به رقابت پرداخت. چنانچه كتابهای تاریخ مكرارا به تخصصی شدن عملی تركان و تاجیكان (تعبیری تقابلی برای تمایز فارسی زبانان از تركان) كه در قالب عنوانهای “خان” [برای تركان] و “میرزا” [برای تاجیكان] – به ترتیب به معنی مرد شمشیر و مرد قلم- مشاهده می شد، و به رقابت آنها برای كسب قدرت و موقعیت در ساختار امپراتوری گواهی می دهند.
سیاحان خارجی مانند ژان شاردن (١٧١٣-١٦٤٣) آدام اولئاریوس (٧١-١٦٠٣) و پیئترو دئللا واله (١٦٥٢-١٥٨٦) ذكر می كنند كه توركی محاوره ای در میان همه طبقات اجتماعی ایران آنچنان مشترك و عمومی بود كه به عنوان زبان بین المللی (زبان رابط) بكار می رفت. بنا به ائنگئلبئرت كامپفئر (١٧١٦-١٦٥١) ایرانیانی كه در حال صعود در طبقات اجتماعی بوده اند، فعالانه توركی را می آموخته اند: “[تركی] از دربار به میان خانواده های سرشناس فارسها آنچنان گسترش یافته است كه امروزه در ایران تقریبا شرم آور است كه فردی متشخص بیسواد در زبان تركی باشد.” (گنجه ای، ١٩٨٦، ص ١٣-٣١١، ٣١٥). بسیاری از كلمات و تعبیرات در لغتنامه فارسی سیر توماس هئربئرت (٨٢-١٦٠٦)، حتی ضمایر شخصی مانند “من”، “سن”، “او” (پئری، ١٩٩٦، ص ٢٧٥، ٢٧٧) توركی خالص می باشند. پس از سلسله صفوی پرستیژ زبان توركی دیری نپائید، اما تاثیر زبانشناختی آن تا به دوره قاجار، زمانیكه تركان در جستجوی حاكمیت و اشتغال به سنگینی در تهران، پایتخت جدید اسكان گزیدند ادامه یافت.

یكی از یادگارهای دقیق و پایدار زبان توركی در فارسی، در گزاره های اسمی فارسی كه در واقع از جهت نحوی توركی هستند دیده می شود. در اینگونه گزاره های اسمی، به جای ساختار شاخه شدن دست راستی كه كلمه و یا عبارت توضیحی پس از اسم می آید، ترتیب كلمات معكوس شده و كلمه یا عبارت توضیحی قبل از اسم [ساختار شاخه شدن دست چپی] آورده می شود. به عنوان مثال تركیب “باب عالی” [عثمانی]–به لحاظ لغوی عربی، به لحاظ زمینه كاربردی توركی عثمانی اما به لحاظ نحوی فارسی است. اما تركیب “عالی قاپو” [صفوی] در زبان فارسی، به لحاظ لغوی عربی-توركی، به لحاظ زمینه كاربردی فارسی، ولی به لحاظ نحوی توركی است. تركیبهای متعددی مربوط به اسامی غذاها در زبان فارسی، مانند “سبزی پلو” و “بره كباب” از همین گونه شاخه شدن چپی توركی اند، در حالیكه فرم “كباب بره” گونه ای فارسی است. (پئری، ١٩٩٠، ص.ص. ٢٢٧-٢٢٦)

موارد برجسته تر به لحاظ جامعه شناسی، گزاره های اسمی-كنیه ای خاص با نحو متضاد توركی و فارسی می باشند. معكوس شدن ترتیب كلمات در عناوین سلطنتی از [نوع فارسی] كه در آن عنوان نخست می آید (مثلا “شاه اسماعیل”، “شاه عباس”) به نوعی [توركی] كه در آن عنوان پس از اسم می آید (مثلا “نادر شاه”، “رضا شاه”)، از پایان دوره صفوی به بعد نرم استاندارد در ایران بوده است. این پدیده به سادگی اقتباسی ناآگاهانه و دیرگاه از نحو توركی است كه در آن نام قبل از عنوان توضیحی می آید (مانند “محمد آقا”، “علی قلی خان”) بر عكس آنچه كه قبلا گزاره اسمی فارسی بود و در آن عنوان توضیحی قبل از نام می آید مانند “خواجه حافظ”.

حتی پیشتر، از دوره تیموریان به بعد، عنوان به لحاظ ریشه شناسی فارسی “میرزا” پس از نام خاص، برای مشخص كردن شاهزاده ای از خاندان حاكم تورك، چه صفوی و یا قاجار (مانند تهماسب میرزا، ایرج میرزا) و به تقلید از عنوانهای توركی ای مانند “خان” و “آقا” بكار رفته است. در مقابل، عنوان “میرزا” پیش از نام خاص در تطابق با نحو فارسی، برای مشخص كردن منشیان و یا اهل دیوان؛ و عنوانهای كم پایه تر “شاه” و “میر” قبل از نامهای خاص برای مشخص كردن رهبران صوفی (مانند شاه میر حمزه، میر حیدر)- از آنجائیكه ایرانیان [ایرانی زبانان] امتیازات فرهنگی و نیمه سیاسی خود در این مناصب اجتماعی را حفظ كرده بودند- بكار رفته اند. (پئری، ١٩٩٠، ص ٢٣-٢١٨، ٢٠٠٣، ٢٣-١١٨)

تا به امروز عبارت اسمی-كنیه ای رسمی (آقای یا خانم تهرانی) دارای گونه ای فارسی است، در حالیكه فرم غیررسمی (رستم آقا، ژاله خانم) در زبان فارسی به لحاظ نحوی توركی است.

به نظر نمی رسد كه فارسی و دیگر زبانهای ایرانی رایج در ایران قویا از آواشناسی توركی متاثر شده باشند. با اینهمه ادعا شده كه ساقط گردیدن “ق” در اثر تبدیل آن به “گ”، كه منجر به تلفظ یكسان “قاف” و “غین” در اكثر لهجه-زبانهای ایران غربی امروز گردیده است، در اثر تاثیرپذیری از توركی می باشد. (پیسوویچ، ص.٤-١١٢)

همچنین احتمالا سخت است كه بتوان تاثیر سیستماتیك توركی بر جمله سازی فارسی و یا سیستم فعلی آنرا نشان داد. هر چند ادعا شده است كه كاربرد زمانهای كامل در زبان فارسی (رفته است، می رفته است، رفته بوده است) در وجه نقلی و یا غیرمشخص از توركی الهام گرفته شده است. (سوپئر، ٣٥٧-٣٥٦). به احتمال زیاد توركیسیسم دیگر مشخصه زایائی در فارسی استاندارد نمی باشد، اگرچه توركی شوندگی گزینشی در مناطقی محلی از زبانهای ایرانی در غرب ایران هنوز ادامه دارد.

زبانهای ایرانی به غیر از زبان فارسی كه به شدت در معرض نفوذ توركی قرار دارند عبارتند از كردی (بولوت) و بعضی از لهجه های تاتی و تالشی در آزربایجان. گفته شده است كه سیستمهای فعلی در دو زبان اخیر (تاتی و تالشی) در حال تغییر از گونه ای ایرانی به نوع توركی تر بوده است (ایستیلو، ١٩٨١، ویندفوهر، ١٩٨٧)

تاثیر توركی بر تاجیكی:

از قرن شانزده تاكنون، لهجه های فارسی نواحی ای كه تاجیكها و ازبكها در هم آمیخته اند، بویژه در بخارا، سمرقند و دره های فرغانه و زرافشان، در معرض تاثیر فزاینده ازبكی قرار گرفته اند. (دائره المعارف اسلام، جلد ٥، آسیای میانه، ١٤، ص ٣٥-٢٢٦؛ سوپئر، ص ٣٢٩-٢٧٧، ٤٠٩. ویندفوهر، در آینده نزدیك).

تاجیكی علاوه بر قرض گرفتن لغوی از ازبكی، از این زبان كلمات كاركردی مانند جزء سوالی “می” كه پس از موضوع سوال می آید؛ همچنین مجموعه هائی از ضمائر نامعین ساخته شده با ضمیر استفهامی “كیم” توركی (مانند “كیم كوجو”، به معنی جائی و یا دیگری)؛ و پس نهاده ها شامل هر دو پسوندهای اصلی ازبكی (مانند پسوند توركی “-دان” به معنی “از”) و پیش نهاده فارسی كه به روشی قیاسی مانند توركی پس از اسامیشان بكار رفته اند (مانند “بوزور به”، به معنی “به بازار”) را نیز اقتباس كرده است.

ساختارهای نحوی توركی بویژه آنهائیكه مربوط به فرمهای فعلی نامحدودند – با استفاده از ریختهای فارسی- تقلید شده اند. به عنوان نمونه به شكل گزاره نقلی: “كود-ی او كیست؟ گوفته من پورسیدم”. (“او دقیقا كیست؟ من پرسیدم”. به زبان ادبی، “گوفته، پورسیدم”). تعمیم مجازی این ساخت- كه گرفته شده از كاربرد فرم “دئب” [به معنی گفته] ازبكی مشتق از مصدر “دئمك” است- در زبانهای توركی برای بیان گزاره انگیزه ای و یا نتیجه ای، مانند “هر اوتیش را اجیننه گوفته، مئ ترسیدم” بكار می رود. مثالهای دیگر اسمی سازی متممهای جمله ای توسط مصدرها “مو كوجو رفتن-ئ خود رو مئ دونئم” (ما كجا رفتن خود را می دانیم)؛ و اسمی سازی گزاره های نسبی با استفاده از وجه وصفی ” در خونه بودگی-هو، هئچ ندیده بودند” (آنهائیكه در خانه بودند، چیزی ندیدند) می باشند.

كاربردهای قیاسی دیگر فرم زمان گذشته در وجه وصفی و به شكل فرم نامحدود توركی، عبارتند از فعل وابسته “توونیستن” (توانستن): “رفته مئ توونم” (می توانم بروم) و مخصوصا ساختهای فعلی ترتیبی و یا متصل كه ١٧ گونه از آنها تثبیت شده اند (به عنوان مثال “نویشته گیریفتم”) (در ماده آسیای میانه، ١٤، ص ٢٣٢ لیستی از مشابهات ازبكی-تاجیكی وجود دارد).

این تعمیم قیاسی سیستم فعلی توركی، گسترده ترین نتیجه تاثیر ازبكی بر تاجیكی است. وجهه های دیگر، مجموعه ای زایا و تعمیم یافته از افعال سببی و اسمی (مانند “موكوفوت-ون-یدن” به معنی پاداش دادن كه از اسم فعلی مكافات عربی مشتق شده است)، و وجه مباحثه دار نقلی كه زمانهای كامل حال، استمراری و گذشته را بكار می برد (مانند “نغز جو-ئ بوده است”، به معنی مطمئنم كه جای نغزی بوده است)

همه این خصوصیات به درجات گوناگونی توسط نویسندگان شوروی در تاجیكی ادبی مدرن، سبك تائید شده زبان مابین سالهای ١٩٣٠ تا اواخر دهه ١٩٨٠، وارد شدند. اما برخی از خصوصیتها، موقتی بودن خود را مدتهاست كه اثبات كرده اند و دیگر توسط نویسندگان جوانتر به طور فعالانه بكار نمی روند. برخی ازبكیسمهای افراطی هرگز از رغبت گسترده ای در ادبیات برخوردار نشدند، هر چند آنها هنوز از خصوصیات گویش تاجیكی شمال بشمار می روند؛ مانند تصریفهای شخصی توركی افعال (“خوندگی-من”، از خونده ام در تاجیكی ادبی) و گزاره های اسمی ملكی به سبك توركی با –رو، به عنوان مثال معلم-ه كیتوبش (از معلم-رو) به معنی كتاب معلم (گرفته شده از ازبكی، معلم-نینگ كیتوب-ی، جایگزین ساختار اضافی در فارسی).
برگرفته شده از ماهنامه ی ( حیدر بابا) چاپ تورنتوی کانادا

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: