نگاهی بر کتاب سوزی رژیم پهلوی در 26 آذر سال 1326 در آذربایجان


دوزلو اوغلان وبلاگلارینین یاخشی اولماقی اوچون آتیل باتیل فروشگاهین دان آلیش وئریش ائدین

 

به آتش کشیده شدن کتاب های ترکی در آذربایجان

 

1933-may-10-berlin-book-burning.JPG

آئینهای كتابسوزی در تاریخ

کتاب‌ سوزی نابود كردن کتاب و یا دیگر مکتوبات به وسیله آتش است. این عمل معمولا به طور علنی و در حین مراسم و یا آئینهای خاصی انجام می‌شود و عموما دارای انگیزه‌های سیاسی، دینی و اخلاقی است. از برجسته ترین نمونه های كتابسوزی در تاریخ، سوزانیدن مكتوبات دین موسوی و کتاب‌های یهودیان در اروپای قرون وسطی توسط كلیسا و سپس در قرن بیستم توسط نازیهاست. در اروپا این امر اول بار به وسیله پاپ جرج نهم آغاز شد و بعدها به وسیله پاپهای بعدی ادامه پیدا کرد، زیرا کلیسا و دولتهای مسیحی كتب موسوی و بویژه تلمود را کتبی منفور و توهین‌آمیز به تعلیمات مسیح می‌دانستند. در تاریخ جدید اروپا، کتابسوزان شب ۱۱ مه ۱۹٣٣ در برلین توسط نازیهای آلمان نیز كتب موسوی-یهودی را هدف قرار داده بود.

كوره های كتابسوزی در كشور آفریقای جنوبی نمونه دیگری مربوط به دوران معاصر است. از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۱ میلادی، هزاران جلد کتاب و سایر مکتوبات در موضوعات مختلفی مانند سیاست، ادبیات کلاسیک و مسائل قومی از کتابخانه‌های عمومی و خصوصی آفریقای جنوبی جمع‌ آوری و در کوره‌ های کتابسوزی سوزانده شده اند. از آخرین نمونه های كتابسوزی در سالهای اخیر، سوزانیدن کتاب‌ها در افغانستان توسط نیروهای پشتون طالبان و تخریب و آتش زدن كتابخانه ملی سارایوو در بوسنی بدست نیروهای صرب را می توان نام برد.

قومیتگرائی افراطی فارسی و مراسم كتابسوزی: جشن كتاب سوزان كسروی و پاكدینان

دو نمونه برجسته كتابسوزی ثبت شده در تاریخ معاصر ایران، محصول قومیتگرائی افراطی فارسی و در ارتباط با ایدئولوژیهای نژادپرستانه پان ایرانیسم، آریائیگری و ایرانزمین پرستی بوده اند.

نخستین كتابسوزی در تاریخ جدید ایران با نام احمد کسروی پیوند خورده است. وی پان ایرانیست و هواخواه ناسیونالیسم افراطی فارسی بود. كسروی و برخی از پیروان‌ و هم‌ باوران‌ پاكدین وی در شب‌ اول ماه دی‌ دور هم‌ جمع‌ می‌شدند و کتابهایی که به نظرشان باعث عقب ‌افتادگی ایران از کشورهای پیشرفته آنزمان بود (آثار مولوی‌، حافظ‌، سنایی‌، عطار، امام‌ محمد غزالی‌، رازی، ابولخیر، سهروردی‌ و …) و یا كتب دعا و كتابهائی كه به گمان آنها به خرافات دامن‌ می‌زد (مفاتیح ‌الجنان‌ و جامع‌ الدعوات‌ و …) را در آتش‌ می‌ انداختند و این‌ مراسم سوزانیدن كتابها را جشن‌ كتاب‌ سوزان‌ می‌گفتند. كسروی‌ خود در این‌ باره‌ می‌گوید: “چون‌ دیدیم‌ سرچشمه‌ گمراهها و نادانیها كتاب‌ است،‌ این‌ است‌ كه‌ داستان‌ كتاب‌ سوزان‌ پیش‌ آمده‌ است‌. جشن‌ كتابسوزان‌ در یكم‌ دی‌ ماه ‌است‌ و یك‌ دسته‌ سوزانیدن‌ مفاتیح‌ الجنان‌ و جامع‌ الدعوات‌ و مانند اینها را دستاویز گرفته‌ و هوچیگری‌ راه‌ انداختند. …. قرآن‌ هر زمان‌ كه‌ دستاویز بدآموزان‌ و گمراه‌ كنندگان‌ گردید، باید از هر راهی‌ قرآن‌ را از دست‌ آنان‌ گرفت،‌ گرچه‌ به‌ نابود گردانیدن‌ آن‌ باشد”. جشن كتاب سوزان كسروی و یاران وی، عملی دولتی نبود.

سوزانیدن كتابهای تركی توسط دولت پهلوی: كتابسوزی ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ در آزربایجان (دسامبر ١٩٤٦)

دومین نمونه كتابسوزی در ایران، سوزانیدن كتابهای تركی توسط دولت پهلوی در آزربایجان به تاریخ ٢٦ آذر سال ١٣٢٥ است. این كتابسوزی را می باید در بستر جنایات وقوع یافته در حین و پس از اشغال سرزمین آزربایجان توسط ارتش ایران بررسی نمود. به عبارت دیگر كتابسوزی و یا نسل كشی فرهنگی تاریخ ٢٦ آذر، متمم نسل كشی فیزیكی ۲۱ اذر بود. در این حوادث دهها هزار تن ترك و آزربایجانی از سوی ارتش اشغالگر شاهنشاهی و نیروهای دولتی به قتل رسیدند. این، یك كشتار جمعی انتقامجویانه و بنا به برخی از صاحبنظران یك نسل كشی سیستماتیك انجام گرفته توسط دولت ایران بود. در حین این رویداد فاجعه بار، دولت ایران، ارتش، دیگر نیروهای طرفدار دولت و دسته جات مسلح مرتكب چندین جنایت علیه بشریت (جنایت بر علیه مردم غیرنظامی، سیاست امحاء، مجبور كردن به مهاجرت و آوارگی، شكنجه، تجاوز به عنف، …) و جنایات جنگی متعدد (هجوم هدفمند به غیرنظامیان، تاراج و یغما و غارت، تخریب و ویران نمودن خانه و محل کسب…) شده اند.

سوزاندن كتابهای تركی پس از کشتارهای سیاه روز ٢١ آذر ماه آغاز گردید. در ۲۶ آذر ۱۳۲۵ چند روز پس از اشغال آزربایجان توسط ارتش شاهنشاهی ایران و فروپاشی حکومت ملی آزربایجان به ریاست دولتمرد ترك پیشه ‌وری، تمام كتب، نشریات و سایر مكتوبات ترکی جمع ‌آوری و در طی مراسمهائی در چند نقطه شهر تبریز و دیگر شهرهای آزربایجان صرفا بدین بهانه كه به زبان تركی نوشته شده اند به آتش كشیده شد. عاملان این كتاب سوزی، همان ماموران دولت ایران و ارتش غالب و اشغالگر بودند كه ٥ روز قبل به دستور تهران و بعد از سركوب حكومت ملی آزربایجان در طی یك روز بیش از دوازده هزار تن ترك را قتل عام كرده و در شهرهای آزربایجان سیل خون به راه انداخته بودند. فرمان اجرای این اقدامات مستقیما از جانب دولت ایران و تهران صادر ‌شده است.

سوزانیدن كتب تركی همزمان با تبریز، در چند شهر دیگر آزربایجان نیز به وقوع پیوست. در شهر تبریز، كتابسوزی در چندین نقطه از جمله میدان ساعت و میدان شهرداری تبریز؛ دانشسرای این شهر و در بسیاری از مدارس انجام شد. به گفته شاهدان عینی که برخی از آنها اکنون نیز در قید حیات اند كودكان و دانش ‌آموزان دبستانی را به صف كرده و آنها را مجبور می کردند تا جهت کسب اجازه برای ادامه تحصیل، با تشکیل صفهای متعدد منتهی به تلهای آتش، کتابهای درسی دریافتی خود از مدارس را که به زبان تركی بودند و مخصوصا كتاب درسی “آنادیلی” (زبان مادری) را “زنده باد شاه” گویان و با دست خود در آتش اندازند. بسیاری از کودکان به دلیل امتناع از به آتش انداختن كتب درسی خود به شدت مضروب گردیدند و یا آتش در کف دستانشان گذاشته شد.

این كتابسوزی در آنچنان مقیاس وسیعی انجام گرفت كه ستونهای غلیظ دود ناشی از سوزانیدن كتب و مكتوبات تركی برای ساعتها از همه جای این شهر بزرگ قابل رویت بود. در همان روز در میدان دانشسرای تبریز تعدادی از جوانان ترك به دار آویخته و بنا بر برخی از ادعاها چند معلم زنده زنده در آتش افكنده شدند. در شهرهای تبریز، اورمو، زنجان و اردبیل و … منازل بسیاری از روشنفکران و مبارزان به دلیل مخالفت با تحویل کتابهای ترکی همراه با اعضای خانواده هایشان به آتش کشیده شد. در تبریز همزمان با فاجعه كتابسوزی، دانشگاه تازه تاسیس شده آزربایجان از سوی نیروهای اشغال تخریب گردید.

جشن كتاب‌سوزان پس از ٢٦ آذر نیز به مدت چندین روز ادامه یافت و كم كم علاوه بر كتابهای درسی مدارس، شامل كتب غیردرسی نیز شد. دولت ایران، تنها به سوزاندن كتاب‌های درسی تركی اكتفا نكرد و به انهدام كلیه آثار مكتوب آزربایجانی و تركی، و هر آنچه نشانی از زبان و فرهنگ و تاریخ تركی داشت نیز پرداخت. نیروهای دولتی ایران و ارتش اشغالگر صدها هزار جلد کتاب چاپی و خطی و نشریات، اعلامیه ها، رساله‌ها و اسناد، اسكناسها و سایر مکتوبات نگاشته و طبع شده به زبان ترکی و سپس كتابهائی كه به گفته مقامات كمونیستی بوده اند را از دفاتر ادارات، کتابخانه ها، دانشگاه ها، مدارس، و حتی کیف دانش اموزان و طاقچه خانه ها جمع اوری نموده و سوزاندند. حال آنكه اكثر كتب گویا كمونیستی، مندرجه ای جز ادبیات شفاهی آزربایجان و اشعار كودكانه تركی نداشتند. در پی اشغال آزربایجان، دولت ایران به منظور ریشه كن كردن تركی مكتوب، چاپخانه های تركی را نیز مهر و موم كرد؛ آموزش و تحصیل به زبان تركی در مدارس را ممنوع اعلام نمود؛ با دستورالعملهائی كه برای ادارات و مدارس آزربایجان صادر كرد، تحصیل به زبان ملتی دیگر یعنی زبان بیگانه فارسی در آزربایجان را اجباری دانست و بلافاصله كتاب‌های درسی جدید را كه به فارسی تهرانی تدوین شده بود، جایگزین كتب تركی گردانید.

آرزوهای بر باد رفته

این رویداد زشت و تلخ، تلاشی بود مایوسانه از سوی دولت فارسگرای ایران، برای آنكه هیچ نوشته و سندی از زمان حکومت ملی و مخصوصا به زبان ترکی و برای نسل های اینده ملت ترك باقی نماند. هدف اولیه، از بین بردن نشانه های هویت مستقل و زدودن این برهه غرور آفرین و افتخارآمیز از حافظه تاریخی ملت ترك و مردم آزربایجان بود. جشن كتاب‌سوزان دولت و ارتش ایران در آزربایجان، یكی از عاجزانه ترین اقدامات این دولت در راستای گسست فرهنگی ملت ترك و مردم آزربایجان از خویشتن خویش بود. هدف دیگر، انهدام میراث مكتوب تركی ملت ترك و وطن آزربایجانی بود. انهدام كتاب‌های درسی دانش ‌آموزان مدارس آزربایجان در آن روز، از اساسی‌ترین اقدامات دولت ایران در راستای آزربایجان ستیزی و تركی زدائی بود. دشمنی دولت پهلوی با تركی مكتوب آنچنان بود كه تا سالها بعد از آن رویداد نیز پیدا شدن كتابی تركی در خانه یك شخص و یا كتابفروشی، منجر به گرفتاری و تعقیب و آزار و تحمل مصائب بسیار صاحب وی از سوی ساواك، پلیس امنیتیی و مخفی رژیم پهلوی می گردید. در مقیاسی بزرگتر، سوزانیدن كتب تركی توسط دولت ایران اقدامی كودكانه به منظور هموار كردن راه فارسسازی ملت ترك و آزربایجان و ایجاد فرهنگ یكسان فارسی در سراسر ایران بود كه پیشتر با تاسیس فرهنگستان زبان فارسی آغاز گردیده بود و اكنون با جشن كتاب سوزان ٢٦ آذر ١٣٢٥ به اوج خود می رسید.

در پی تسلط مجدد دولت ایران بر آزربایجان، سردمداران دولت پهلوی، تمام توان خود را برای از بین‌ بردن مظاهر تركیت مردم آزربایجان به كار گرفتند. از آن تاریخ تاكنون، دولت ایران بدون وقفه و با انجام اقدامات بی شمار به ظاهر فرهنگی، تحت عنوان سوادآموزی، سپاه دانش، پیكار با بیسوادی، مدارس عشایری، نهضت سوادآموزی و …، حركت ترك‌ستیزی خود و فارس سازی سیستماتیك آزربایجان و ملت ترك را شدت و وسعت بخشیده است. اكنون نیز یعنی بیش از ٦٥ سال پس از آن كتابسوزی، جمهوری اسلامی ایران با همان انگیزه ی بی سرانجام، به شدت ممنوعیت غیرانسانی و سبعانه تعلیم و تعلم به زبان تركی برای تركان در ایران و آزربایجان جنوبی را اعمال می كند.

پس از گذشت ٦٥ سال، دولت ایران به هیچكدام از اهداف خود نائل نشده است. اكنون ملت ترك و مردم آزربایجان ٢١ آذر، روز تاسیس حكومت ملی آزربایجان به رهبری جعفر پیشه وری را هر سال، باشكوهتر از سال قبل و تحت نام روز دولتمداری آزربایجان جشن می گیرند. از آن سوی، سالگرد آن کتابسوزان شرم آور را با نام “كیتاب سونما گونو” برگزار كرده و در آن روز، به یاد هر شهید ترك كه خون وی بر زمین روان شد و هر کتابی که در آتش نفرت نژادپرستان خاکستر گردید، کتابی تركی را به پیوست یک شاخه گل میخک سرخ به رسم یادبود تقدیم دوستان، آشنایان و نیز همكشوریهای آزادیخواه می کنند.

داستان همیشگی: بایكوت فارسی و غفلت تركی

یكی از نكات حیرت آور در باره كتابسوزی فوق و كلا جنایات انجام شده حین و پس از اشغال آزربایجان در سال ١٩٤٦، بایكوت و سكوتی است كه در این باره وجود دارد. تاكنون در ‌باره این رویداد به تفصیل و دقت سخن گفته نشده است. كلا و بنا به قاعده ای عمومی، نخبگان فرهنگی فارس كه همیشه از كتاب‌سوزان واقعی و یا فرضی عرب‌ها در ایران انتقاد می نمایند، هرگز اشاره ای به كتاب سوزان شاهنشاهی در آزربایجان نمی كنند. افزون بر آن، سوزانیدن كتابهای تركی توسط نیروهای دولتی و ارتش ایران در آزربایجان، نه در آن هنگام و نه تا به امروز با كوچكترین اعتراضی از سوی کتابداران و کارمندان کتابخانه‌ها و روشنفكران و ادبا و اهل قلم فارس مواجه نشده است. حتی در بسیاری از موارد از حمایت ضمنی و آشكار آنها نیز برخوردار گردیده است. عده ای از افراطیون فارس و ماشین تبلیغاتی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز پا را از این فراتر گذاشته، خود تركان را متهم به كتابسوزی در آن سالها نموده اند. (به عنوان نمونه مقاله جشن كتاب سوزان فرقه دمكرات در تبریز در شماره ٢١٠ نشریه میثاق و مقاله ای به همان نام به قلم یلدا رنجبر خراسانی، روزنامه جام جم، پنجشبنه، دوم دی ١٣٨٩- http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100894395237)

نكته مهمتر دیگر، غفلت نخبگان و روشنفكران ترك از آشكار كردن و مستند نمودن این كتابسوزی، كشتارهای جمعی و یا نسل كشی و دیگر جنایات انجام گرفته شده در حین و پس از اشغال آزربایجان است. برای روشنگری و شكستن بایكوت فارسی موجود در باره این جنایات، تاكنون هیچ كار قابل ملاحظه علمی از سوی محققین ترك و تشكیلات آزربایجانی انجام داده نشده، حتی یك اثر آكادمیك و یا مقاله تحقیقی نیز تالیف نگردیده است. به عنوان نمونه تا به امروز لیستی كامل از هویت دهها هزار مقتول حین اشغال آزربایجان توسط ارتش ایران و حوادث بعد از تهیه نشده است. اگر امروز جهان به واقعیت فاجعه هولوكاست معترف است و در قبال قربانیان آن به احترام سرخم می كند، بدین سبب است كه نام یك یك بیش از ٥ میلیون قربانی این فاجعه را، علاوه بر آرشیوها و موزه ها، حتی در اینترنت نیز می تواند ببیند. بی شك در صورت آشكار كردن جنایات فوق و جزئیات و وهامت ابعاد آنها و قرار دادنشان در معرض افكار عمومی داخلی و خارجی، امكان بی تفاوت ماندن وجدان آگاه جهانیان و حتی خلق فارس در مقابل آنها بسیار غیرمحتمل می بود. به عبارت دیگر اگر ادعا شود كه مسبب اصلی ناآگاهی موجود در باره جنایات فوق، خود تركها هستند بیراهه نخواهد بود.

به دلیل بایكوت فارسی و غفلت تركی، بخش عمده‌ای از اخباری که در زمینه سوزانیدن كتابهای تركی توسط نیروهای دولتی ایران در سال ١٩٤٦در دست می‌باشد، مربوط به روزنامه‌هایی که در آن دوران منتشر می‌شده‌اند و یا اطلاعات تدوین نشده ای كه برخی از شاهدان زنده آن حوادث نقل می كنند است. بدین سبب نیز برآورد دقیق تعداد کتاب‌های تركی منهدم شده در این كتاب سوزی، شهرهائی كه كتاب سوزی در آنها انجام گرفته و موارد دیگر سوزانیدن كتابهای تركی كه در سالهای بعد از آن در دوره پهلوی به وقوع پیوسته است، به سادگی امکان‌پذیر نیست. با این همه از بررسی دو دسته اطلاعات پراكنده فوق مشخص می شود كه سوزانیدن مكتوبات تركی در حین و پس از اشغال آزربایجان توسط دولت ایران و ناسیونالیستهای فارس علاوه بر تبریز در چندین شهر دیگر آزربایجان نیز رخ داده و همچنین سوزانیدن كتب تركی پس از این حوادث، به‌ طور پیوسته و طی دوره‌های زمانی منظم، به هر دو صورت علنی و پنهانی ادامه یافته ‌است.

انعكاس به آتش كشیدن كتابهای تركی در چند نوشته

١-واقعیت این است كه حتی انبوه اسناد مكتوب، در برابر آنچه در ٢٦ آذر ١٣٢٥ در میدان ساعت تبریز روی داد گنگ و نارسا می‌نماید. در آن روز دانش‌آموزان دبستانی به صف كشانده شدند تا كتاب درسی «آنادیلی» (زبان مادری) را «زنده باد شاه» گویان در آتش اندازند. آن جشن كتاب‌سوزان ساعت‌ها و روزها ادامه یافت و كتاب‌هایی در آن سوختند كه جز ادبیات شفاهی آزربایجان و چند اشعار كودكانه چیزی در آنها یافت نمی‌شد. شاید هدف از آن آتش‌سوزی كه اندكی بعد انبوه كتاب‌های غیر درسی را نیز در كام خود كشید، رفع موانع و هموار كردن راه برای ایجاد فرهنگ عمومی بود كه سنگ زیربنای آن در فرهنگستان اول گذاشته شده بود. (پاسخ به یک مقاله . فرقه‌ی دموكرات آزربایجان و داوری یكجانبه. ایواز طه)

٢-زبان تركی به عنوان زبان پرشمارترین قوم ممالك محروسه از دایره‌ی این یكسان‌سازی كه با جشن كتاب‌سوزان آذر ١٣٢٥ (دسامبر ١٩٤٦) به اوج رسید، بیرون نماند. در نتیجه، محمد فضولی و دیگر شاعران كلاسیك آزربایجانی در گستره‌ی وسیعی از قزوین تا مغان، و از اورمیه تا همدان به «غریبی در وطن» مبدل شدند. (بیگانه‌ای در وطن. جستاری درباره‌ی غیبت محمد فضولی از ادبیات معاصر آزربایجان. ایواز طه)

٣-….. آنچه که بر حرمان ترکان آزربایجان در قبال کشتارهای سیاه روز ٢١ اذرماه افزوده است تخریب دانشگاه تبریز و همچنین به آتش کشیده شدن صدها هزار جلد کتاب در رشته های مختلف به زبان ترکی آزربایجانی در شهرهای گوناگون آزربایجان به ویژه تبریز است. این کتابسوزان شرم آور و بی سابقه در جهان، در روز ٢٦ آذرماه طی مراسمی دردناک در چندین میدان و خصوصا میدان دانشسرا ی این شهر انجام شد. بطوریکه شاهدان عینی می گویند دانش آموزان را مجبور می کردند تا جهت کسب اجازه برای ادامه تحصیل، کتابهایی را که به زبان مادریشان نوشته شده است در آتش بیفکنند! این اقدام طبق قواعد بین المللی بعنوان جنوساید فرهنگی تلقی می شود. (مقاله از جشن ملی ٢١ آذرماه سال ١٣٢٤ تا ماتم ملی ٢١ آذرماه سال ١٣٢٥)

٣-….. سوزاندن كتابهای تركی بعد از سركوب فرقه دمكرات آزربایجان در سال ١٩٤٦ توسط رژیم پهلوی صورت گرفت. این جنایت، سوزاندن تاریخ و هویت یك ملت از اعمال وحشیانه ساسانیان در آزربایجان هم بدتر بود. …نمایندگان دولت مركزی به دستور تهران كتابهای درسی مدارس را جمع كردند و آتش زدند. ….. در آن زمان هیچ دولت و سازمانی به این كشتار و كتابسوزی اعتراضی نكرد حتی سازمانهای فرهنگی جهان هم ساكت ماندند. مردم آزربایجان كه از همه طرف (چپ و راست) ضربه خورده بودند میسوختند و جز ساختن چاره ای نداشتند. (تاریخ زبان و لهجه های تركی، دكتر جواد هئیت)

٤-من خود بیشتر کتاب هائی را که در آن دوره چاپ شده بود مطالعه کرده ام، حتی سرود ملی فرقه را که در مدارس خوانده می شد، ولی اثری از ادعاهای رژیم پهلوی مبنی بر کمونیستی بودن آنها پیدا نکردم. در آن دوران کسی نه از چپ و نه از راست به این کتاب سوزی ها اعتراضی نکرد! من به هنگام برگزاری کنفرانس صلح پاریس در پاریس دانشجو بودم و در آنجا بود که شاعر پرآوازه آزربایجان شمالی صمد وورغون در کنفرانس صلح پاریس شعر معروف خود یاندیریلان کیتابلار ( کتاب های سوزانده شده) را در اعتراض به آن کتاب سوزی ها در کنفرانس خواند و صدای اعتراض مردم آزربایجان را به این بی حرمتی نسبت به زبان و فرهنگ و هویت آنان به گوش جهانیان رسانید. (گفتگو با دكتر جواد هیئت)

یاندیریلان كیتابلار ١٩٤٧-Yandırılan Kitablar 1947 (كتابهای سوزانیده شده)

در آن زمان و در شرایطی كه هیچ دولت و سازمان و شخصیتی، به این كشتار و كتابسوزی اعتراضی نكردند و حتی سازمانهای فرهنگی نیز در مقابل آن ساكت ماندند؛ صمد وورغون (١٩٥٦-١٩٠٦) از شعرای جمهوری سوسیالیستی آزربایجان در سال ١٣٢٦ سكوت را شكسته و منظومه ای با عنوان یاندیریلان كیتابلار در باره این جنایت ضدبشری سرود. او در شعر خود كه آن را در كنگره صلح جهانی پاریس – ١٩٥٢ ضمن نطقی خواند، دولت ایران را افشاء كرده و اعتراض خود را چنین بیان میكند:

ایران ایرتیجاعچیلاری آزه‌ربایجان دیلینده اولان كیتابلاری وحشیجه‌سینه یاندیریرلار.
İran irticaçıları, Azәrbaycan dilindә olan kitabları vәhşicәsinә yandırırlar
(مرتجعین ایران، كتابهای آزربایجانی [تركی] را با وحشیت به آتش كشیدند

برای خواندن شعر یاندیریلان کیتابلار کی صمد وورغون یازیب آشاغی لینکه باش وورون

به آتش کشیده شدن کتاب های ترکی + یاندیریلان کیتابلار

Advertisements

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: