آذری یا زبان باستان آذربایجان ( ترکی ) حسن راشدی


دوزلو اوغلان وبلاگلارینین یاخشی اولماقی اوچون آتیل باتیل فروشگاهین دان آلیش وئریش ائدین

آذری یا زبان باستان آذربایجان

آذری،کلمه ای آشنا برای ما و شما.

این کلمه از کجا آمده؟

چه مفهومی را می رساند؟

چرا عده ای آن را به کار می برند؟

چرا عده ای مصرند که این کلمه را استفاده نکنند؟

این ها سؤال هایی هستند که ما در این مقاله قصد پاسخ دادن به آن را داریم.بوجود آورنده این کلمه احمد کسروی است،احمد کسروی از جمله باصطلاح روشنفکرانی است که در دوران ستمشاهی پهلوی پشت به هویت خود کرده و هضم شدن در زبان و فرهنگ حاکم را افتخاری بزرگ برای خود دانست.وی با حمایت رضا خان به مخالفت آشکار علیه دین اسلام* و انکار امام دوازدهم پرداخت و پا به میدان مستحیل شدن در زبان و فرهنگ تحکیلی رضا خان گذاشت و نظریه زبان آذری را باصطلاح به صورت علمی تقدیم وی کرد!نظریه خود ساخته کسروی آنچنان بر مذاق نژاد پرستان خوش آمد که سر از پای نمیشناختند.در نظریه کسروی ساکنان روستاهایی که تعداد آنها حتی کمتر از انگشتان یک دست،یعنی چهار روستا بود و این روستاها در منطقه قره داغ و اطراف مرند و زنور قرار داشتند و زبان آنها غیر از ترکی بودند دلیلی شد بر آنکه ساکنین اصلی و بومی آذربایجان ترک نباشند!

کسروی وقتی با اهالی این چهار روستا،یعنی روستاهای هرزند و گلین قیه در اطراف مرند،حستلو در قره داغ و تات نشینهای اطراف خلخال روبرو شد و از زبان آنها پرسید،آنها زبان خود را هرزندی،تاتی و تالشی نامیدند،ولی کسروی با اصرار تمام آنها را آذری نامید.گرچه زبانی که در هرزند و گلین قیه صحبت میشد با زبانی که تاتهای خلخال صحبت می کردند از هر جهت متفاوت بود و حتی قابل فهم برای هم نبود،اما کسروی نام مشترک آذری را آن هم از نوع زبانهای پهلوی را بر آنها نهاد که فقط بر روی صفحات کتابها ثبت شد و اهالی این روستا ها هیچ وقت زبان خود را آذری ننامیدند.

کسروی با استناد بر این نظریه زبان شناسان مبنی بر این که روستاییان خالص ترین و دست نخورده ترین زبانها را دارند و زبان آنها زبان اصلی و بومی منطقه است و زبانی است دست نخورده،وجود این چهار روستا در آذربایجان را دلیلی بر غیر ترکی یا باصطلاح آذری بودن زبان بومی مردم آذربایجان دانست،غافل از اینکه اگر مردم چهار روستا در آذربایجا به زبان غیر ترکی صحبت می کنند،در مقابل اهالی هزاران روستا و به بیان دیگر به غیر از این چهار روستا بقیه مردم ساکن در تمام روستاهای آذربایجان از دورافتاده ترین نقاط آن و از میان کوههای سر به فلک کشیده سهند و ساوالان گرفته تا دشتهای پهناور مغان و زنگان و همدان تا اطراف تهران،کرج،ساوه،اراک،قم،تفرش،دماوند و فریدن اصفهان به ترکی تکلم میکنند؛لذا بومی بودن زبان ترکی در آذربایجان و دیگر مناطق یاد شده ایران مدلل تر و مستندتر است.

از طرف دیگر اگر دلایل کسروی را بر کل ایران تعمیم دهیم در این صورت میتوان ادعا کرد که نزدیک به 90%(نود درصد) مردم ایران ترک هستند و زبان اصلی و بومی فارسهای ساکن در استانهای مختلف کشور نیز در اصل ترکی بوده است!!چرا که کمتر استانی میتوان در ایران پیدا کرد که در آن چند روستای ترک نباشد.

درباره ترکان ایران دکتر پناهیان تحقیقاتی انجام داده و بر اساس ده جلد” فرهنگ جغرافیای ایران” از انتشارات ستاد ارتش،سال1328-1331 مجموعه ای در چهار جلد به نام” فرهنگ جغرافیای ملی ترکان ایران زمین” همراه یک جلد حاوی نقشه،فراهم آورده ودر سال 1351 در خارج از کشور به چاپ رسانیده است که ما در اینجا به نقل از این کتاب به تعداد رروستاهایی که خارج از چهار استان آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی،زنگان و اردبیل(که تقریبا همه روستاهای این چهار روستا ترک هستند ونیازی به آوردن آنها در این لیست نیست)هستند اشاره ای می کنیم:

نام شهرستان….روستاهای ترک نشین وابسته //

تهران…209 روستا// شهرضا… 19روستا// قزوین…441 روستا// شهرکرد…30 روستا // اراک…334 روستا // فریدن…82 روستا // ساوه…224 روستا // بیجار…135 روستا //تویسرکان…9 روستا// قم…17 روستا // شاه آباد(اسلام آباد)…2 روستا //محلات…12 روستا //کرمانشاه…8 روستا //طوالش(هشتپر)…68 روستا //همدان…452 روستا// رشت…39 روستا//اهواز…5 روستا// بندر انزلی…10 روستا//خرم آباد…65 روستا// فومن…4 روستا //آباده…65 روستا //لاهیجان…4 روستا // بوشهر…57 روستا // آمل…2 روستا // شیراز…29 روستا // ساری…7 روستا // فسا…47 روستا // شاهرود…15 روستا // فیروز آباد(فارس)…12 روستا // گرگان…107 روستا // کازرون…53 روستا // نوشهر…1 روستا // سیرجان(پیچاقچی و افشار)…4 روستا // اصفهان…7 روستا //سبزوار…109 روستا // لار…10 روستا //بجنورد…193روستا // سنندج…83 روستا // درگز…99 روستا // مشهد…25 روستا// قوچان…330 روستا // نیشابور…46 روستا

…………………………………………………………………………………………………………………….

کسروی در رساله 56 صفحه ای که در زمان رضا خان به چاپ رسانده از زبان غیر ترکی با نام آذری در آذربایجان صحبت می آورد که در طول تاریخ هیچگونه آثار و نشانه ادبی و مکتوب هر چند اندک از این زبان دیده یا شنیده نشده است و خود کسروی نیز به آن اعتراف میکند:

“چنانکه باز نمودیم آذری زبان گفتن بوده و در پیش روی او زبان همگانی روان،و برای نوشتن جز این یکی به کار می برده اند.از این رو نوشته ای به زبان آذری در دست نیست یا اگر بوده از میان رفته.”(آذری یا زبان باستان آذربایجان-احمد کسروی-ص35)

با این سخن کسروی قصد گفتن این سخن را داشته که:زبان مردم آذربایجان ترکی نبوده بلکه زبانی سطحی و فاقد اصول نوشتاری بوده است که فقط برای گفتگو میان افراد بکار برده میشده است،این در حالی است که زبان مردم آذربایجان یا همان ترکی آذربایجانی پیشینه ای چند هزار ساله دارد و آثار زیادی به این زبان نگارش شده که از برجسته ترین آنان میتوانیم به داستانهای”ده ده قورقود”(قرن پنجم هجری) اشاره کرد.

بعد از امپراطوری هزار ساله ترکان ایران،یعنی بعد از سقوط دولت قاجار و از زمان شروع حاکمیت رضا خان که حکومتی نژاد پرستانه پارسی را بر کشور کثیر المله ایران تحمیل کرد،افرادی که تحت تاثیر تبلیغات آپارتایدی رضا خان قرار داشتند بر علیه هویت و موجودیت خود عصیان کردند.

در طول امپراطوری هزار ساله ترکان هیچ یک از شاهان ترک سعی بر از بین بردن زبان فارسی و تحمیل زبان خود به مردم نداشتند حتی در جهت توسعه و ترقی زبان فارسی میکوشیدند و در زمان آنان اشعار و آثار زیادی به زبان فارسی نوشته می شد که نمونه بارز آن شعر گفتن خواجه حافظ و سعدی شیرازی در عصر ایلخانان مغول میباشد.این در حالی است که شاهان پارس همواره نژاد پرستی به خرج داده و از ترویج زبان ترکی جلوگیری میکردند،برای مثال مجبور کردن نظامی گنجه ای توسط شروانشاه برای سرودن منظومه “لیلی و مجنون”به زبان فارسی دری میباشد.گویا نظامی ابتدا قصد داشته منظومه را به زبان ترکی بسراید که با ممانعت شاه روبر شده؛

در حال رسید قاصد از راه آورد مثال حضرت شاه

خواهم که بیاد عشق مجنون رانی سخن چو در مکنون

از زیور پارسی و تازی این تازه عروس را طرازی

ترکی صفت وفای ما نیست ترکانه سخن سزای ما نیست

نظامی هم از این تذکر تحقیر آمیز آزرده شده و اندوه وآزردگی خود را این گونه بیان میکند:

چون حلقه شاه یافت گوشم از دل به دماغ رفت جوشم

نه زهره که سر ز خط بتابم نه دیده که ره به کنج یابم

سرگشته شدم در آن خجالت از سستی امر و ضعف حالم

کس محرم نی که راز گویم وین قصه به شرح باز گویم

(سیری در تاریخ زبان ترکی و لهجه های آن-دکتر ج هییت)

در کتاب” دین و دولت درعصر صفوی” هم به نقل از مینورسکی ،صفحه 451 آمده است:”ترکی که زبان شاهان صفوی بود به ایرانیان تحمیل نشد و با وجودیکه به دلایل سیاسی شاه اسماعیل یکم(ختایی) اشعار خود را به ترکی می سرود از بیشتر ترک شدن ایران جلوگیری شد…” 

بنابراین زبان مردم آذربایجان آذری نبوده بلکه ترکی بوده که پیشینه آن به زبان سومریان،ایلامیان،کوتیان و لولوبیان ودیگر تمدن های التصاقی زبان باز میگردد.برای مطالعه ی بیشتر در این مورد میتوانید مراجعه کنید به کتابهای”سیری در تاریخ زبان ترکی و لهجه های آن”نوشته دکتر جواد هییت و کتاب”تاریخ دیرین ترکان ایران” نوشته پوفسور محمد تقی زهتابی.

برگرفته از زبان ترکی و موقعیت گذشته و کنونی آن در ایران

نوشته حسن راشدی

Bir Cavab

  1. سلام اولسون سنین کیمی مرد ادام لار.مطالبیندن استفاده الدیم .چوخ چوخ ساق اول قردش

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: