تماشگران قاتل یادشان رفته بود رنگ خون کبوتر سرخ هست


كمی ترسیده بود، قلب كوچكش تند تند میزد، چشمان معصومش گرد شده بود، درغربت سراسیمه پرواز میكرد تا جایی برای
نشستن بیابد، شاید چند قطره آب كمی حالش را جا می آورد، اینجا تهران است و كبوتر خسته ما بی پناه و بی كس دنبال یك آشنا می گشت. دنبال پناهی تا نوازشش كند دنبال دستان مهربانی كه در بینشان آرام شود و قلب كوچكش قرار گیرد. و چه جای خوبی نشست، جایی كه برای همیشه آرامش كردند و برای همیشه قلبش را از تب و تاب انداختند. وقتی در میان دستان آن زشت صفت گرفتار شد خیلی زود، برای همیشه آرام شد.
و برای همیشه خاطره آخرین پرواز سرخش را در دل هواداران تراختور جاودانه كرد. كبوتری كه در خون غلطید تا او هم به سهم خود گوشه كوچكی از آزادی را قرمز رنگ كند . و چه زیبا بود لحظه ای كه فدا شد و جاودانه گشت! و چه زشت بود لحظه
ای كه رسم سر بریدن را نفهمیدند، آبش ندادند، قبله اش را نشانش  ندادند، و با دستانی كثیف و گناه آلود دل كوچكش را از آرزوی پرواز بی نصیب گذاشتند. چه زشت بود وقتی قهقه زدند، زمانی كه خون از گردنش جاری شد و چه سخت  بود لحظه ای كه تن مجروحش را بر زمین سفت كوبیدند.
لیاقتشان بیشتر از این نبود، و لیاقت آن پرنده بی پناه آن شد كه در دل هواداران تراختور جاودانه شود و بعد از این به نماد بی
حرمتی به جوانان آذربایجان تبدیل گردد. دوست دارم پیراهن قرمزی داشته باشم و رویش بنویسم :
“آخرین پروازت، تا ابد در دلهای ما جاویدان خواهد ماند”

این هم کلیپ غم انگیز کشته شدن کبوتری که تنها جرمش رنگ قرمزش بود:دانلود

برای پخش در موبایل با فرمت سی چی پی اینجا كلیك كنید:دانلود


بارها و بارها از اینکه یکی از میلیون ها هوادار تیم پر افتخار تراکتور هستیم به خود بالیده ایم. هزاران مرتبه از اینکه در دیار غیور مردان و دلاوران در سرزمین پاکان و بزرگان زاده شده ایم به خود فخر کرده ایم. آموخته ایم که همواره رو در روی حریف و رقیب قرار گیریم و هرگز نامردی و پستی و قصاوت در کارمان نبوده است

بازی پر شور و هیجان روز جمعه نیز پایان یافت و به لطف حضور بی شمار هواداران تراکتور این بار استقلالی ها هم به خود زحمت دادند تا شاید به دلیل حضور هزاران هوادار تراکتور و التماس بازیکنان استقلال در ورزشگاه حضور یابند. و اینک تمامی رسانه ها شروع به مقایسه ی استقلالی ها با هواداران تراکتور کرده اند. قیاسی که هرگز در ذهن نمی گنجد. قیاس تراکتوری های متعصب و پر شور و صمیمی با استقلالی های عصر حجر به هیچ عنوان قابل قبول نیست.
هواداران تراکتورسازی چند صد کیلومتر راه پیمودند تا در کنار هواداران استقلال شاهد یک بازی زیبا و دیدنی باشند. ولی افسوس و صد افسوس که استقلالی های قصی القلب و عصر حجری با رفتاری وحشیانه فرهنگ و اصالت خود را مقابل چشمان میلیون ها بیننده ی تلویزیونی قرار دادند. آیا نباید پرسید که گناه کبوتری که تنها دلیل قتلش رنگ سرخ بالهایش بود چیست؟ آیا نباید از قصاوت فردی که بی رحمانه و با وحشی ترین حرکات سر از تن موجودی بی گناه جدا می سازد منزجر شد؟ استقلالی که در میدان مسابقه نتوانست یارای مقاومت مقابل تراکتور را داشته باشد و استقلالی که هوادارانش در مقابل تراکتوری ها کم آورند به هر کاری دست زدند تا خشم و نفرت خود را نه از تیم استقلال بلکه از هواداران تراکتور نشان دهند.
واقعا شرممان می شود که در مقابل استقلالی قرار گرفتیم که تماشاگرانش مشتی لات و الدنگ بودند. کبوتر بی سری که مقابل چشمانمان جان کند معصومیت میلیون ها هوادار تراکتوری بود که سالهاست زیر پای چنین افرادی و افکاری پایمال می شد و هیچ کس توجهی بدان نمی نماید. هوادار استقلالی که با کندن سر کبوتری چنان احساس وجد و خوشحالی می نماید که انگار دنیا به پایش ریخته شده است زیرا که چشمان و قلبش چنان از نفرت پر شده است که تنها خون بی گناهان است که تصلای خاطر حیوانی اش است. همین صحنه ها است که تفاوت ایجاد می کند مابین تراکتور و استقلال. زیرا که وحشی گری و توحش جز لاینفک فرهنگ آنهاست و این واژه ها برای ما قرن هاست که در زباله دان تاریخ دفن شده اند. هواداران استقلال به عینه ثابت کردند که به درستی وارث حقیقی توحش و قتل و خونریزی هستند و از این کار نیز لدت می برند. در مقابل هواداران تراکتور با دیدن چنین صحنه هایی اثبات کردند که از نسل باران و آفتاب هستند نسلی که به کشتن فکر نمی کند بلکه تنها فکرش رویش و امید و باروری است. هوادارانی که با حضور خود روح امید و رویش را بر سکوهای مرده و بی روح ورزشگاه آزادی دمیدند و ثابت کردند که هر جا حضور یابند با خود مهر و عطوفت همراه دارند.
رفتار و حرکات با تجربه ترین بازیکن استقلال یعنی فرهاد مجیدی در ورزشگاه یادگار امام هنوز هم از خاطرمان فراموش نشده است ولی پس چرا اکنون ایشان سکوت کرده اند؟ کسی که به خاطر برخود یک سنگ مجازی قیامتی برپا کرد اکنون با دیدن خون ریخته شده ی مظلومی در مقابل میلیون ها نفر سکوت می کند و حتی به تحسین این رفتارها و حرکات می پردازد؟ کجاست واعظ مدیرعامل که دم از مرام و معرفت و انسانیت می زد؟ کجای کشتن موجودی بی دفاع و مظلوم انسانیت است؟ اگر چنین رفتاری انسانیت باشد پس باید گفت که هیتلر انسانترین فرد تاریخ است.
واقعا برآشفته ایم از حرکات حیوانی که تنها سیمای انسانی دارد. حیوانی که کبوتر بی گناهی را با لذت و قصاوت می کشد لیاقت حیوان بودن را نیز ندارد. کبوتر معصوم و بی گناهی که حتی بدون جرعه ای آب به قتل می رسد و با بدترین و زجر آورترین حالت جان می دهد تنها جرمش رنگ سرخ بالهایش بود. کبوتری که بالهای خود را سرخ فام ساخت تا سرخی هواداران تراکتور را سوار بر بالهایش به آسمان ها ببرد شایسته ی چنین تقدیری نبود. وای بر استقلالی که که هوادارانش چنین افراد قصی القلب و عقب مانده ای هستند. رفتارهایی که از هواداران آبی سر زد حتی از انسان های وحشی جنگل های آمازون نیز سر نمی زند.
هزار بار با چشمان اشک بار صحنه ی دلخراش مرگ کبوتر سرخمان را دیدیم و هزار بار بر اراده امان در راهی که برگزیده ایم افزوده شد. آی ای هواداران تیم های سرخابی و زرد و سفید و سبز رنگ و … به هوش باشید که چنین صحنه هایی هرچند دل پر دردمان را ملال انگیزتر می کنند ولی بر اراده و عزم راسخمان می افزایند و دشمنی و خونخواری شما بیش از پیش بر ما آشکار می گردد. هوادار تراکتور همواره بر تراکتوری بودنش می بالد و همواره از افرادی همچون شما برائت می جوید. دشمنی و خشم شما از این رو است که با وجود هزینه های میلیاردی خود هرگز یارای مقاومت در مقابل تراکتور را ندارید. زیرا که میلیون ها هوادار تراکتور همگی زاده ی آذربایجان هستند و ارتش سرخ آذربایجان همواره به سربازانش افتخار می کند و علی رغم دشمنی های شما میلیون ها عاشق شیفته اش هستند.
پس محکمتر از قبل فریاد می زنیم :
یاشاسین آذربایجان
یاشاسین تراختور

علی سرابلی

کلیپ دلخراش کشتن کبوتر قرمز رنگ به دست استقلالیها دانلود کنید.

تماشگران قاتل یادشان رفته بود رنگ خون کبوترسرخ هست

پیش از آغاز «بابا تو هم حوصله داری‌ها! این همه آدم توی دنیا می‌میرن، اون‌وقت گیر دادی به یه كفتر؟!»
این را یكی از دوستان گفت. راست هم می‌گفت. مثلا همین هائیتی كه درست در همین لحظه هزاران نفر، زنده زنده زیر آوار مانده‌اند و هیچ‌كس كاری نمی‌كند. آن‌وقت یك كبوتر؟ نمی‌دانم. شاید پیگیری حق آن كبوتر گوشه‌ای از تقدیر باشد! تو مطمئنی كه نیست.

عصر جمعه، یك كبوتر را در ورزشگاه آزدی گرفتند و كشتند و فردای آن روز چند خطی در موردش نوشته شد. همین! استقلال، دو بر یك از تراكتورسازی عقب بود. طرفداران تراكتور، كبوتر سفیدی را قرمز كرده بودند. كبوتر افتاد به دست گروهی از جماعت آنطرفی. مردی كه كبوتر را گرفت 30 – 20 ساله به نظر می‌رسید.
اطرافیان با شادی برای سقوط نماد قرمز هورا كشیدند. خندیدند. یكی دوان دوان خودش را به او رساند و كبوتر را گرفت.
دست راستش را حلقه زد دور بال‌های كبوتر و با دست چپ سرش را جدا كرد. كبوتر حتی نتوانست بال بال بزند. در چهره‌اش تلفیقی از رضایت و قدرتمندی دیده می‌شد. لبخندی زشت روی لبش بود. بعضی از اطرافیان می‌خندیدند و بعضی هم اعتراض می‌كردند؛ «با اون زبون بسته چه كار داشتی؟» كبوتر دیگر جان نداشت. مرد، پیروزمندانه كبوتر بی‌سر را
پرت كرد روی پیست تارتان كنار زمین. در چهره‌اش غرور موج می‌زد و انگار داشت طعم پیروزی بر یك كبوتر تا بن دندان مسلح را مزه‌مزه می‌كرد.
اتفاق عصر جمعه، نمونه‌های مشابه فراوانی دارد. در بازی‌های پرسپولیس و استقلال، هرگاه كبوتری رنگی شده به دست هواداران تیم رقیب بیفتد سرنوشتی مشابه دارد اما این‌بار دوربین‌ها صحنه را شكار كردند. صحنه‌ای كه تاسفبارتر از خنده قاتل كبوتر بود را باید در خنده برخی اطرافیان جست‌وجو كرد.

بعد از آن هیچ اتفاقی نیفتاد. انجمن حمایت از حیوانات در ایران آنقدر درگیر گربه‌آزاری و سگ‌آزاری است كه كشتن فجیع یك كبوتر، پیش‌روی دوربین عكاسان و در بطن مسابقه‌ای میلیاردی به نام فوتبال اصلا به چشم نمی‌آید.

انجمن حمایت از حیوانات كه با نام بین‌المللی به جهانیان معرفی شده، تنها انجمن ایرانی با هدف حمایت از حیوانات مورد آزار، بی‌‌پناه و در حال انقراض و تلاش برای ایجاد شرایط مطلوب‌تر زندگی برای حیوانات است. با این حال، دایره عملكرد
انجمن فوق بسته‌تر از چیزی است كه تصور می‌كنید. در بند اول مرامنامه انجمن آمده است؛ «ممانعت از جور و ستم به حیوانات و جلب توجه عامه نسبت به حقوق حیوانات.»
اما در هیچ‌یك از بندهای این مرامنامه به ابزار اجرایی برای مجازات متخلفان اشاره نشده است. به عبارتی تنها می‌توان امید داشت از ورود كبوتر به ورزشگاه توسط هواداران جلوگیری به عمل آید اما اگر هواداری، كبوتری رنگ شده را به ورزشگاه آورد و آن را به كشتن داد از مصونیت كامل برخوردار است. اگر این اتفاق در كشوری دیگر می‌افتاد چه عواقبی در پی داشت؟ هرچه باشد، یقینا این سكوت نبود.

اداره كل حفاظت محیط‌زیست استان تهران به لحاظ قانونی می‌تواند به موضوع ورود كند. قوانین خاصی برای حمایت از حیوانات وحشی وجود دارند كه متخلفان را در تنگنا قرار می‌دهند اما در مورد كبوتر بی‌سر عصر جمعه مشكل كوچكی وجود دارد. یكی از كارشناسان دایره حقوقی این اداره كل می‌گوید؛ «فقط كبوتر ‌چاهی تحت حمایت قانونی است. فهرستی از
حیوانات تحت حمایت وجود دارد كه قانون برای تعدی به آنها، نكاتی را در نظر گرفته است.»
اما كبوتر بدبخت عصر جمعه در ورزشگاه آزادی، یك كبوتر‌چاهی نبود و اصطلاحا به آن «سفید‌مهر» می‌گویند. پس در فهرست حمایت قانونی قرار نمی‌گیرد. به عقیده كارشناس اداره كل حفاظت محیط‌زیست استان تهران خلأ قانونی در این خصوص باعث تكرار چنین اتفاقات دلخراشی می‌شود اما اگر كبوتری كه توسط یك تماشاگرنما به طرز فجیعی
كشته شد از نوع كبوتر‌چاهی بود چه اتفاقی می‌افتاد؛ «در آن صورت بنا به تشخیص قاضی، مبلغی از باب خسارت از وی گرفته می‌شد و یا در موارد حادتر ممكن بود با جرایم سنگین‌تری روبه‌رو گردد.»

فوتبال یك رسانه قوی است و كشتن پرندگانی كه رنگ تیم رقیب را بر بال‌هایشان مالیده‌اند، از سال‌های قبل، به یك رسم در مسابقات داخلی ایران تبدیل شده است. رسمی خشن و البته نگران‌كننده. خنده‌های برخی اطرافیان مردی كه مشغول كندن سر كبوتر است را بزرگترین نگرانی می‌دانیم. كبوتر عصر جمعه می‌توانست حالا كماكان بق‌بقو كند. ولی مُرد.
كشتندش. «سفید‌مهر»دیگر سر ندارد و آدم‌ها می‌خندند. فوتبال به كجا می‌رود آخر؟

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: