علل استفاده هواداران تراختور آذربایجان از کلمه تیراختور آزربایجان به جای تراکتورسازی تبریز


tiraxtor-1.jpg

علل استفاده هواداران تراختور آزربایجان از کلمه تیراختور آزربایجان به جای تراکتورسازی تبریز

این روزها كلمه جدیدی به دائره لغات فارسی افزوده شده است: “تیراختور”. این نامی است كه تركها به جای نام رسمی و فارسی تیم فوتبال “تراكتورسازی” تبریز بكار می برند. ظهور این كلمه جدید باعث شگفتی و حتی ناخشنودی برخی از همكشوریهای فارس گردیده است. آنها اعتراض می كنند كه فرم “تراكتور” صحیح است و نباید نام این تیم را “تیراختور” (و یا “تیره ختور”) گذاشت، زیرا در زبان فارسی –تنها زبان رسمی كشور در حال حاضر- كلمه ای به نام “تیراختور” وجود ندارد. اما تركها همچنان و با اصرار كلمه “تیراختور” را بكار می برند. حتی سازمان تربیت بدنی آزربایجان نیز در پلاكاردهای خود، فرم تركی “تیراختور” را به جای فرم فارسی “تراكتور” بكار برده است. دلیل این اصرار چیست؟ به مساله از زوایای گوناگون زبانشناختی، هویتی، سمبلهای سیاسی و استانداردادیزاسیون نگارش نامهای تركی می توان نگاه كرد.

١- از جنبه زبانشناختی: در زبان تركی به عنوان یك زبان زنده، كلمات خارجی و نامهای خاص، می بایست بر اساس املاء، قواعد و فونئتیك زبان تركی نگاشته و تلفظ شوند. چنانچه به عنوان نمونه نامهای خاص “آدم”، “خضر” و “محمود” در زبان تركی به شكل آدم Adam، خیدیرXıdır  و ماحمیدMahmıd  نوشته و تلفظ میشوند. كلمه “تراكتور” اروپائی نیز – به سبب تبدیل “كĶ ” درشت آن به “خX ” و با اضافه كردن حروف “یI ” و “وO ” (در برخی لهجه ها حروف “ؤÖ ” و “ی İ”) طبق قانون هماهنگی اصوات – در زبان تركی به شكل تیراختور-Tıraxtor (و یا تیره ختور-Tirәxtör) تلفظ می شود:

الف-تبدیل “ك” به “خ”: در زبان فارسی دو نوع “ك” نرم و درشت وجود دارد. به عنوان مثال در كلمه “كاركرد” فارسی، “ك” در بخش “كار” درشت و “ك” در بخش “كرد” نرم است. اما “ك” در زبان تركی آزربایجانی معاصر، علی القاعده “ك” نرم است. (در الفبای لاتین تركی آزربایجان جنوبی و ایران، “ك” نرم به شكل “K” و “ك” درشت به شكل “Ķ” نشان داده می شود). البته در این زبان نیز حرف “ك” درشت موجود است، اما تعداد كلمات تركی اصیل با “ك” درشت از تعداد انگشتان یك دست تجاوز نمی كند. از طرف دیگر در قرون اخیر كلمات بسیاری از زبانهای اروپائی به زبان تركی وارد شده اند كه دارای “ك” درشت می باشند. در گذشته همه كلمات بیگانه به هنگام ورود به دائره لغات زبان تركی، بومی می شدند. یکی از لوازم بومی شدن لغات بیگانه در زبان تركی این است که آن دسته از صائتها و صامتهای كلمات وارده كه در زبان تركی وجود ندارند به صائت‌ها و صامتهای معادل و متعارف موجود در زبان تركی تبدیل شوند. در گذشته “ك” درشت موجود در كلمات بیگانه وارداتی نیز مشمول این قاعده شده و در راستای بومی سازی و طبق فونئتیك زبان تركی، در زبان ادبی و معیار به شكل “ق”، “ك نرم”، “خ” و یا “ه” تلفظ و نوشته میشد، مانند تبدیل نامهای “كبریĶobra ” به “كوبراKübra ” و “كاظمĶâzem ” به “كاظیمKazım “. اما در قرن بیستم “ك” درشت در بسیاری از كلمات وارده از زبانهای اروپائی، در زبان ادبی و معیار تركی، به همان شكل اولیه خود حفظ شده و بكار می رود، مانند كلمات كپیĶopi ، كورس،ĶursكلوبĶulub ، كارتĶart ، كاناداĶanada ، كوماندو Ķomando. وجود “ك” درشت در این قبیل كلمات، علامت و نشانه ی تركی نبودن، بیگانگی و بومی نشدن آنهاست. با اینهمه به ویژه در زبان محاوره ای و مردمی هنوز تمایل عمومی، تبدیل اینگونه “ك”های خارجی به یكی از حروف “ق” (قونداراQundara  به جای كوندورا)، “خ” (دوختورDoxtur  به جای دكتر) و “ه” (دؤهتورDöhtür  به جای دكتر) است. بر این اساس، تبدیل “ك” درشت كلمه اروپائی تراكتور به “خ” در كلمه “تیراختور”، در نتیجه بومی سازی این كلمه است.

ب-تغییر مصوتها: تغییر صائتهای كلمه “تراكتور” و تبدیل آن به “تیراختور” ویا “تیر ه ختور” در اثر اعمال قانون هماهنگی اصوات در زبان تركی است. زبان ترکی دارای ٩ حرف صدادار است و ترتیب قرار گرفتن این حروف صدادار ٩ گانه یا مصوتها، از قانون آهنگ و یا هم آهنگی اصوات پیروی میكند. قانون هم آهنگی اصوات قانونی محکم است و میتوان از آن برای تشخیص درستی یا نادرستی تلفظ بسیاری از کلمات و خودی بودن یا خودی نبودن آنها بهره جست. طبق این قانون، حروف صدادار بم-كلفت و یا خشن (u،o،ı،a) و حروف صدادار تیز-نازك و یا ظریف (ü،ö،i،e،ә) همزمان در یك كلمه واحد نمی توانند بكار برده شوند. در یك كلمه خاص، اولین حرف صدادار تعیین می كند كه بقیه حروف صدادار آن كلمه متعلق به كدام یك از گروههای خشن و یا ظریف خواهند بود. كلمه تراكتور اروپائی نیز بر همین مبناء،در لهجه هائی كه اولین حرف صدادار این كلمه “ı” تلفظ می گردد به شكل تیراختورTıraxtor ” و در لهجه هائی كه اولین حرف صدادار این كلمه “i” تلفظ می گردد به شكل تیره ختور-Tirәxtör نوشته و تلفظ می شود.

ج- ثبت نامهای خاص در زبان فارسی: كلمه تیراختور، به عنوان نام یك تیم فوتبال، نامی خاص است. نامهای خاص معمولا در زبانهای دیگر به همان شكلی كه در زبان مبداء رایج است بكار می روند. به عنوان مثال در زبان فارسی نام تیم فوتبال (Real) مادرید، به شكل “رئال” مادرید، یعنی مطابق با زبان اصلی اسپانیائی تلفظ و نوشته می شود. حال آنكه معادل كلمه “رئال” اسپانیائی در زبان فارسی، “ریال” است كه در نام واحدهای پولی ایران نیز دیده می شود. اما در زبان فارسی كسی این تیم را به نام “ریال” مادرید ذكر نمی كند، بلكه از آن با نام اصلی خود و به شكل “رئال” مادرید یاد می كند. اكنون سوال این است اگر زبان فارسی می تواند تلفظ اصلی نام تیم اسپانیائی “رئال” مادرید را -علی رغم آنكه فرم رایج این كلمه در زبان فارسی “ریال” است- حفظ كند، چرا نتواند نام تیم آزربایجانی “تیراختور”سازی تبریز را به تلفظ اصلی قبول نماید؟

٢- سمبلهای سیاسی: اصرار تركها در بكار بردن تلفظ تركی “تیراختور” به جای فرم فارسی “تراكتور”، علاوه بر دلائل زبانشناختی، دلائل دیگری نیز دارد. در اینجا شاید بهتر باشد برای روشن شدن مطلب، نخست نیم نگاهی به وضعیت كردها و كلمه ای با سرنوشت مشابه یعنی كلمه “نئوروز-Newroz ” در تركیه بیافكنیم. حركت ملی كرد در تركیه از جنبه سمبولسازی و كاربرد آنها بسیار باتجربه است. در الفبای لاتینی زبان كردی – كه وجود هر دویشان تا این اواخر از سوی دولت تركیه انكار می شد- حروفW  وQ  وجود دارند و در تركیه كردها نوروز را به شكل “نئوروز-Newroz ” تلفظ می كنند. در حالی كه در تركی تركیه كه تنها زبان رسمی این كشور است كلمه مذكور به شكل نئوروز- Nevruz تلفظ می شود و در الفبای لاتینی تركی تركیه نیز حروفW  وQ  وجود ندارند. در آغاز دولت تركیه استعمال حروف W و Q و برگزاری و بكار بردن كلمه “نئوروز-Newroz ” را جرم و رفتاری جدائی طلبانه محسوب می كرد و با حبس های طویل المدت پاسخ می داد. اما كردهای تركیه با استقامت و یكدلی حروف  Q و  W كردی و “نئوروز-Newroz ” را تبدیل به سمبل ملی خود كردند و آنها را برای اعتلای همبستگی، تعمیق هویت ملی كرد، مبارزه طلبی به دولت تركیه و افشای وی بكار بردند. نهایتا این دولت عقب نشینی كرده، حروف مذكور و “نئوروز-Newroz ” را به عنوان سمبلهائی كردی به رسمیت شناخت و آزاد نمود.. این اقدام خردمندانه، به معنی شناختن ضمنی هویت، الفباء و زبان مستقل كردی از سوی دولت تركیه نیز بود.

به همین سیاق، اصرار تركها در ایران و آزربایجان جنوبی بر كاربرد فرم تركی “تیراختور-Tıraxtor ” به جای كاربرد فرم فارسی “تراكتور”، حاوی پیامها و دارای كاركردهای سمبولیك مهمی است. تركها با كاربرد “تیراختور-Tıraxtor “، از یك سو دولت ایران و ملت همسایه فارس را مجبور به شناختن زبان، الفباء و رسم الخط، املاء و هویت مستقل و متشخص تركی خود می كنند، یعنی چیزهائی كه تاكنون از قبول وجود آنها مصرانه سرباز زده اند و از سوی دیگر، كلمه “تیراختور-Tıraxtor ” را به عنوان ابزار و سمبولی برای مقاومت منفی بر علیه سیاستهای انكار و امحاء دولت ایران بكار می برند. تركها با كاربرد فرم تیراختور، به زبان بی زبانی به همكشوریهای فارس می گویند: “در همه چیزمان دخالت می کنید، اختیارمان را از ما سلب كرده اید، تاریخمان را تحریف می کنید، اسامی تركی را تغییر می دهید، همه چیز را فارسی می خواهید. لااقل اجازه دهید اسم تیم محبوب فوتبالمان را به زبان خودمان صدا کنیم”. آری، “تیراختور” اكنون عنصری در حركت ملی دمكراتیك ترك-آزربایجان است. كاربرد الفبای ویژه تركی و رسم الخط فونئتیك تركی، به همراه اصرار بر استفاده همزمان از الفبای لاتین تركی، از جنبه انعكاس ماهیت ترك مركزی و هویت ضد استعماری، علمی و مدرنیست حاكم بر حركت ملی دمكراتیك ترك – آزربایجان نیز شایان توجه است.

٣-از جنبه هویتی: كلمه تراكتور كلمه ای فارسی نیست. همانگونه كه فارسها مجازند این كلمه اروپائی الاصل را طبق قواعد زبان فارسی تلفظ و ثبت كنند، تركها نیز مجازند كه این كلمه را طبق قواعد زبان تركی تلفظ و ثبت نمایند. این انتظار كه تركها نام تیم ملی خود را نه با تلفظ تركی، بلكه با تلفظ فارسی آن ذكر كنند غیر منطقی است. هیچ ملتی، نام خاص تیم ملی خود را به زبان ملت دیگری- آنهم زبان ملتی كه نخبگان و سیاسیونش یك صد سال تمام قصد محو و نابودی آن را داشته اند و عینا با نامی كه آنها برای وصول به این مقصد از آن استفاده می كنند نمی نامد. اصرار ترکها به تلفظ “تیراختور”، عکس العملی در مقابل پان ایرانیستها، آریائیست ها و همچنین ارزش دادن به زبان ملی و مادریشان در برابر کسانی است که با فرهنگ آزربایجان و هویت ملی ترکها خصومت دارند. تركها با نوشتن نامهای خاص خود مانند “تیراختور” بر اساس فونئتیك زبان تركی و با حروف تركی، بر هویت تركی تركان ساكن در ایران و آزربایجان تاكید و با اجتناب از نگارش این نامها به فرم رایج در زبان فارسی و با حروف خاص فارسی (“ك” درشت، “ذ” معجم، …)، هویت فارسی آنها را نفی می كنند. كاربرد فرم “تیراختور” به تبارز هویت ملی-ائتنیكی خلق ترك از خلق فارس و رهائی وی از وابستگی به رسم الخط فارسی كه مانند خود زبان فارسی نقشی محوری در متوقف كردن روند ملت شوندگی خلق ترك و آسیمیلاسیون ملی وی دارد یاری می رساند.. حركت ایجاد شده برای تغییر رسمی نام تیم “تراكتور سازی” به “تراكتور” (حذف كلمه فارسی “سازی” از آن) از سوی طرفداران این تیم نیز در این بستر معنیدار است.

پدیده “تیراختور” باعث ایجاد نوعی همبستگی و خودآگاهی ملی در میان تركان ساكن در آزربایجان و دیگر نقاط ایران نیز می گردد. چنانچه دیگر تیراختور تنها متعلق به تبریز نیست، متعلق به ترکان ساكن در آزربایجان از كرج و زنجان و همدان و بیجار و اردبیل تا اورمیه و ساوه و آستارا و قزوین و قم نیز نیست، بلكه متعلق به تمام خلق ترك پراكنده در سرتاسر ایران است. شاهد این ادعا، ترکان فریدنی اصفهان و قشقائی شیراز بودند که در بازی با سپاهان به طرفداری از تیراختور آمده بودند. بر عكس، كاربرد فرم فارسی “تراكتور” به جای فرم تركی “تیراختور-Tıraxtor ” از طرف تركها، می تواند به شكل بی اعتنائی به فونئتیك زبان تركی، بی هویتی، ناخودآگاهی ملی و بی احترامی به خود تفسیر شود.

٤-استانداردیزاسیون نگارش نامهای تركی: ترجیح و كاربرد شكل “تیراختور-Tıraxtor ” از طرف تركها برای نامیدن تیم ملی خود، نمونه ای از روندی است كه در میان تركان ساكن در آزربایجان جنوبی و دیگر نقاط ایران در حال گسترش و همگانی شدن است. این روند عبارت است از حركت به سوی املاء كاملا فونئتیك تركی؛ تمایل فزاینده برای كاربرد حروف موجود در الفبای تركی به جای حروف و علائم خاص عربی و فارسی (ذ، ظ، ط، ث، ص، ض، تنوین، تشدید، فتحه، ضمه، كسره، همزه، ….)؛ ثبت و نگارش صحیح و فونئتیك كلمات تركی و استانداردسازی نگارش نامهای خاص، شخصیتهای تاریخی و اقوام و دول و ایلات و …. یكی از عواقب طبیعی اتخاذ املای یك دست فونئتیك برای زبان تركی – كه بدون تناقض داخلی و استثناء بوده و متفاوت از خط عربی-فارسی كنونی است- نگارش فونئتیك و تركی برخی از اسامی و نامهای خاص مانند تیراختور، آزربایجان، آزر، قاشقای، اورمو، بای ­بك، توركی و … به ترتیب به جای فرمهای معمول فارسی آنها یعنی تراكتور، آذربایجان، آذری، قشقائی، ارومیه، بابك، تركی و …. است. به نمونه “تیراختور” اشاره شد. در زیر بقیه این نامها بررسی شده اند:

آزربایجان-Azәrbaycan به جای آذربایجان-Âżәrbaycan : در خط و زبان تركی معاصر حرف و صدای “ذż” (ذال معجمه) و الف ممدود “” (به جز برخی كلمات عربی و فارسی وارد شده به این زبان) وجود ندارند. عده ای بدین سبب و نیز به منظور تاكید بر ریشه شناسی تركی نام آزربایجان و هویت تركی اش،بر نگارش این نام به شكل “آزربایجان- Azərbaycan” در زبان فارسی و “آزه ربایجان” در زبان تركی تاكید دارند (در الفبای فوئنتیك تركی، فتحه با حرف “ه” نشان داده می شود). از سوی دیگر كاربرد شكل “آذربایجان-Âżərbaycan ” از طرف نژادپرستان آریائی، قومیتگرایان افراطی فارس ونهادهای رسمی دولتین پهلوی و جمهوری اسلامی، به منظور تاكید بر پارسی بودن این نام و مملكت و نفی هویت تركی آن است. علاوه بر نگارش، تلفظ نام آزربایجان به دو زبان تركی و فارسی نیز متفاوت است. حرف اول این نام به تركی كه در آن صدای “آ” ممدود و یا بلند وجود ندارد، با الف كوتاه (A) و به فارسی كه دارای صدای الف كوتاه نیست، با “آ” ی بلند و یا ممدود (Â) ادا می شود. در نحوه نگارش نام آزربایجان به انگلیسی نیز بین پان ایرانیستها، قومیتگرایان فارس و نهادهای دولتی جمهوری اسلامی از یك سو و تركان از طرف دیگر تفاوت وجود دارد. گروه اول نام آزربایجان را، بویژه هنگام اشاره به آزربایجان جنوبی تعمدا به اشكالی مانند Azarbaidjan و Azarbaijan می نویسند، اما تركان و آزربایجانیان این نام را به شكل Azerbaijan بكار می برند.

آزری-Azәri به جای آذری-Âżәrî : كلمه و تركیب “آذری- Âżərî” به لحاظ املاء (داشتن ذال معجمهż)، دستور زبان (داشتن یای نسبیت فارسی-عربی-Î )، فونئتیك (تلفظ با “آ” ممدود فارسی ) و مفهومی (ارتباط با كلمات آذر و آتش ایرانی-فارسی)، تركیبی فارسی و غیر تركی است. در املاء فونئتیك تركی معاصر حرف و صدای “ذ” (ذال معجمه ż) و در زبان تركی معاصر صدای “آ ممدود ” (به جز در برخی كلمات فارسی و عربی وارده) وجود ندارند. پسوند “ی-Î ” در آخر كلمه نیز یای نسبیت فارسی-عربی است.. علاوه بر آن، این یای نسبیت فارسی به شكل كشیده و ممدود “Δ ادا میشود كه بر خلاف فونئتیك تركی كه در آن صرفا “ی” كوتاه “İ” وجود دارد است. با این وصف تركیب “آذری”، از همه جهت تركیبی فارسی- عربی است و شایسته نیست برای نامیدن یك قوم و یا ملت تورك بكار رود. در تاریخ تورك نیز هرگز تركیبی فارسی برای نامیدن یك قوم تورك بكار نرفته است.

اورمو-Urmu به جای ارومیه و اورمیه: منابع فارسی، كردی و ارمنی نام شهر “اورمو” آزربایجان را به شكل “ارومیه” و یا “اورمیه” و منابع تركی و آزربایجانی این نام را مطابق با تلفظ مردمی آن و به شكل “اورمو” می نویسند. شكل “اورمو” مانند خود این شهر، دارای بار و هویت تركی است و شایسته است كه در زبان فارسی نیز به جای فرمهای غیر تركی ارومیه و اورمیه بكار رود.

بای بك-Baybәk به جای بابك- Bâbәk: در زبان توركی معاصر صدای الف كشیدهÂ  وجود ندارد. از اینرو فرم “بابكBâbək ” كه با الف ممدود و كشیده ادا می شود، ظاهر و هویتی فارسی و غیر تركی دارد. بدین سبب تركها الف ممدود در این نام را با افزودن “یY ” به الف كوتاه تركی به دیفتونگ “آیAY ” تبدیل كرده و آنرا به شكل “بای­ بك- Baybək” با الف تركی و یا كوتاه A تلفظ می كنند.

قاشقایQaşqay- و قارای-Qaray به جای قشقائی-Qәşqai و قرائی- Qәrai: تركیبات “قشقائی” (نام بزرگترین اتحادیه ایلی دیاسپورای توركان آزربایجانی ساكن در ایران) و نیز ایل “قرائی”، هویت و ساختاری فارسی دارد. در هر دوی این نامها “یÎ ” كشیده و یا یای نسبیت فارسی به نام تركی یك ایل ترك افزوده شده و تركیب فارسی حاصل به جای نام اصلی ایل بكار رفته است.. در فونئتیك زبان تركی “ی Î ” كشیده وجود ندارد. علاوه بر آن، حرف “ئ” در الفبای عربی اصلاح شده برای زبان تركی صرفا صدای كسرهE  می دهد و كاربرد آن به جای حرف “یİ ” در كلمات تركی ناشایست است. همچنین، این سبك از آنجا كه نام این ایل را از كلمه ای تركی (قاشقای، قارای) به تركیبی فارسی (قشقائی، قرائی) تغییر می دهد نادرست است. با تفاصیل فوق، نگارش صحیح نام این دو طائفه ترك در هر دو زبان فارسی و تركی، “قاشقای” و “قارای” (به جای “قشقائی” و “قرائی”) است.

توركی به جای تركی: در زبان فارسی كلمه تركی اقلا به دو مهفوم زیر بكار برده می شود: نخست به عنوان نام زبانی معین در ایران، تركیه و …. كه در انگلیسی توركیش Turkish نامیده می شود. دیگری به عنوان نام یك خانواده زبانی كه زبان تركی مذكور نیز متعلق بدان است. نام این خانواده زبانی در انگلیسی به شكل توركیك Turkic نشان داده می شود. مانند “لاتینی” كه هم نام یك خانواده زبانی و هم نام یكی از زبانهای داخل در آن خانواده زبانی است. اما نامیدن این دو مفهوم متفاوت با یك نام “تركی”، آشفتگی فوق العاده ای ایجاد می كند. اخیرا برخی از محققین برای جلوگیری از بروز چنین آشفتگی و نشان دادن و تاكید كردن بر فرق بین این دو مفهوم متفاوت، نام خانواده زبانی مذكور را در زبان فارسی به شكل “توركی” و نام زبان مشخص فوق را به شكل “تركی” نشان می دهند. مراد از زبان “تركی” در اینجا، شاخه شرقی توركی اوغوز غربی است. شاخه غربی توركی اوغوز غربی، كه آن هم زبان تركی نامیده می شود لهجه های عثمانی-تركیه ای اند و در ایران رایج نیستند. (شاخه شرقی توركی اوغوز، زبان تركمنی و لهجه های وابسته است). با این وصف، مقصد از “توركی ازبكی”، زبان ازبكی متعلق به “خانواده زبانهای توركی” و منظور از “تركی آزربایجانی”، لهجه آزربایجانی “زبان تركی” می باشد. اكنون “توركی” نام یك خانواده زبانی و “تركی” نام یكی از زبانهای داخل در این خانواده زبانی است.

Bir Cavab

  1. دوست عزيز بابت مطلب زحمت كشيدي…اما نميدونم چرا بعضي از دوستان ما انقدر ضعيف و بدبخت شده اند كه براي هويت دادن به آذربايجان سعي به ارتباط آن با تركيه يا كشور آذربايجان دارند… اصلا نبايد اينطور باشد ..آذربايجان ايران بسيار پر ابهت در از آن كشور هاست و بايد به اين وجود خودمان افتخار كنيم…ايران مطعلق به آذربايجان است..نه آذربايجان مطعلق به ايران…حال اين آذربايجان بزرگ چرا بايد برود جزو ديگري شود؟؟؟!!

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: