نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران – ساوا – ساوه


نامهای تركی شهرها و اماكن جغرافیائی آزربایجان و ایران، ریشه شناسی و وجه تسمیه آنها ( ساوا-Sava ) / مئهران باهارلی
 

ساوا-Savaساوهساوه:
نام شهری مشهور و ولایتی معروف در ناحیه ایراق (عراق) آزربایجان (نك.
ایراق-اراك) نزدیک آوه (نك. آوه-آبا، آواجیق). همچنین نام دریای ساوه كه
در گذشته شامل حوض سلطان در شمال شرق قم (نك. قوم-قم) و در سمت شرقی
آزادراه قم ـ تهران و دریاچه امروز كاشان (نك. قاشانگ-كاشان) بوده است.
ساوه شهری قدیم و مرکز شهرستان ساوه است. این شهر در جنوب باختر تهران و
شمال باختر شهر آزربایجانی قم (نك. قوم-قم)، در میان ری و شهر آزربایجانی
همدان واقع گردیده است. در بسیاری از منابع دوره اسلامی (معجم البلدان،
تاریخ قم، مجمل التواریخ، تاریخ گزیده، ….) اطلاعات گوناگونی در باره این
شهر آزربایجان داده می شود از جمله اینكه: "حد اول قم از ناحیت همدان است
تا میلادجرد که آن ساوه است. شهر نیکوئیست و نزدیک شهر دیگر موسوم به آوه.
در بین این دو، دو فرسخ مسافت است. اهالی ساوه سابقا سنی شافعی و اهالی
آوه شیعه امامی بوده اند و نهری مابین آنهاست". آب شهر از رودخانه های
مزدقان چای و قره چای و قنوات خیرآباد و اسکندرآباد تامین میگردد. شهر
قدیم خراب شده ولی آثار قلاع و باروی آن مشاهده میشود.

ساوا (ساوه)
در روزگار پارتیان با نام "سواكینه" یكی از منازل مهم میان راهی به شمار
می رفته است (احتمالا "ساوا"+"-كینه" به تركی به معنی ساوه كوچك. "-كینه"
و یا"-قینا" پسوند تصغیر در تركی باستان و قدیم است). رونق و‌ آبادانی شهر
ساوه در روزگار امپراتوری تركی سلجوقیان به اوج خود رسید و به مركز سران
قبایل متحد تركان سلجوقی كه لقب اتابك داشتند تبدیل شد. از این روزگار تا
دوره امپراتوری تركی خوارزمشاهیان بسیاری از وزرای دولتین تركی سلجوقی و
خوارزمشاهی از اهالی ساوه و یا ساوجی بودند كه هر یك در زمان خود در
آبادانی و ایجاد بناهای شهری آن كوشیدند. در دوران جانشینان هلاكو خاقان
امپراتوری تركی ایلخانان، قسمت عمده ای از خرابی های هجوم مغول بازسازی
شد. در دوران امپراتوری تركی-آزربایجانی صفویه بلوكات ساوه یكی از
قلمروهای استقرار ایلات وابسته به نهاد حكومت صفویه (تركان قزلباش و بعدها
شاهسون ها) گردید. در دوره دولت تركی-آزربایجانی قاجاریه با پایتخت شدن
تهران، از اهمیت ساوه كاسته شد. هم اكنون ساوه یكی از شهرهای آباد استان
مركزی آزربایجان است.بای بک

وجه تسمیه

آن
گونه که از متون تاریخی پیداست "ساوه"، "سابه"، "شابه" نام پادشاهی تورانی
و محتملا از گؤی‌تورک‌ها بوده است. در ادبیات فارسی از این پادشاه ترك به
شكل "ساوه شاه" یاد می شود
. چنانچه در مقدمه شاهنامه بایسنقری
(ابومنصوری) میخوانیم: "… و در هنگام که ساوه شاه ترک بر در هری آمذ،
کنارنگ پیش او شذ بجنگ و ساوه شاه را بنیزه بیفکند" (مقدمه شاهنامه
ابومنصوری از سبک شناسی بهار، ج ٢، ص ٧). "ساوه نام پهلوانی است تورانی،
خویش کاموس کشانی که در جنگ رستم کشته شد و او را ساوه شاه نیز میگویند"
(برهان). "نام پهلوانی بود کشانی، او را ساوه شاه نیز میگفته اند و در دست
رستم کشته شد" (آنندراج). "نام مبارزی قرابت کاموس که رستمش کشته"
(شرفنامه منیری). "ملک ملکان مجوس آمده اند از شرق یعنی زمین پارس از آوه
و ساوه تا بیت المقدس". (انجیل متّی ترجمه دیاتسارون. در شاهنامه نیز جنگ
ساوه شاه با بهرام چوبین به تفصیل آمده و تصریح شده که ساوه شاه، شاه
ترکان بوده است (شاهنامه، صص ٤٦٠-٤٦٤):

یکی خویش کاموس بد ساوه نام
سرافراز و بر جای گسترده کام
وز ایرانیان نامور مرد چند
بدژ ماند با ساوه ارجمند.
بیامد ز راه هری ساوه شاه
ابا کوس و پیلان و گنج و سپاه
…..
نخستین سر ساوه بر نیزه کرد
درفشی که او داشتی در نبرد
سران و بزرگان توران زمین
چنان هم سران و سواران چین (شاهنامه، ص ٤٦٤)

چون قصد به ری کرد و به قزوین و به ساوه
شد بوی و بها از همه بویی و بهایی (منوچهری) .

ریشه شناسی

"ساوه"
[سوا، ساوا، سابا، سابو]: این كلمه تركی در میان تركان باستان هم به عنوان
نام مردان و هم زنان بكار رفته است. چنانچه در یكی از متون مربوط به سال
٧١١ میلادی، نام ملكه خلج به شكل بیلگه ساووهBilga Savoh آمده است. كلمه
"ساوا" را می توان به سه صورت ریشه شناسی كرد. "ساوا" كه بن مصدری فعل
ساواماق-ساباماق می باشد، "ساو" بن مصدری فعل ساوماق به علاوه پسوند اسم
ساز از فعل "-ا" و اسم "ساو" به علاوه پسوند اسم ساز از اسم "-ا":بای بک

١-ساباماقSabamaq
(ساواماقSavamaq ): به معنی كوبیدن، زدن، جنگ كردن و دفع كردن است. این
مصدر ریشه اسم "ساواشSavaş " به معنی جنگ و مصدر تركی "ساواشماق" به معنی
جنگیدن كه در زبانهای تركی بسیار رایج است می باشد. به زبان مغولی نیز
وارد شده است.

تبدیل "بb " های كلمات تركی باستان به "وv " پدیده
ای به خوبی ثبت شده در تاریخ زبان تركی است. مانند تبدیل "سوبSub " به
"سووSuv " به "سوSu "؛ "یالبارماقYalbarmaq " به "یالوارماقYalvarmaq "،
"سئبینمه¬كSebinmәk " به "سئوینمه كSevinmәk "، "یابلاقYablaq " به
"یاولاقYavlaq " و …

٢-قالب "بن مصدری+-ا": كلمه "ساوا" با استفاده از پسوند "-ا، -ه" كه به بن مصدر ساوماق افزوده شده حاصل گردیده است.

سابماقSabmaq
(ساوماقSavmaq ): به معنی متوقف گردیدن، با مانع مواجه شدن، منقطع شدن،
پایان یافتن، خلاص شدن، نزول كردن، رفع شدن، پراكنده گشتن. این مصدر در
تركی خاقاسی و آلتائی به شكل سوبماقSobmaq ، در تركی مدرن به شكل
ساوماقSavmaq و در محاوره آزربایجانی به شكل سووماقSovmaq بكار می رود. در
زبان سومری نیز كلمه ای به شكل سوخSux به معنی پراكنده وجود دارد. كلمات
زیر از ریشه اولیه سابماق (ساوماق) می باشند: ساووشماقSavuşmaq (در محاوره
آزربایجانی سوووشماق)، ساویلماقSavılmaq (در محاوره آزربایجانی سووولماق)،
ساوراماقSavramaq (در تركی قاراخانی)، ساوونماقSavunmaq (مدافعه كردن)،
ساوارSavar (در تركیب اوچاق ساوارUçaqsavar به معنی ضدهوائی). از همین
ریشه است ساوورماق Savur- (عثمانی، جغتائی، كاشغری)، سووورماق (محاوره
آزربایجانی)، سؤوؤرماق Sõvõr (چوواشی)، سویرماق Suır (تاتاری) كه به شكل
سور. Szór- به زبان مجاری داخل شده است.

پسوند "ا-ه": پسوند اسم
ساز از فعل در تركی است، این پسوند در تركی باستان و قدیم بسیار رایج بوده
و این قالب در نامهای جغرافیائی قدیمی تركی به وفور بكار رفته است: مانند
پسوند "-آوا" در نامهای جغرافیائی (نك. آبا-آوه، و آواجیق)، "قوشاQoşa "
(از مصدر قوشماق)، "ساواSava " (از مصدر ساوماق، نك. ساوا-ساوه)، "درهDәrә
" (از مصدر درمه¬ك)، "قالاQala " (از مصدر قالاماق). این قالب را در كلمات
"یاراYara " (از مصدر یارماق)، "دوغاDoğa " (به معنی طبیعت از مصدر
دوغماق)، "دؤنهDönә " (به معنی دفعه و بار، از مصدر دؤنمه ك)، "سورهSürә "
(به معنی برهه و مهلت، از مصدر سورمه ك)، "دوراDura " (به معنی نقطه از
مصدر دورماق)، "هاچاHaça " (دوشاخه، از مصدر آچماق)، "چكهÇәkә " (به معنی
ویرگول از مصدر چكمه ك)، "سیغاSığa " (به معنی ظرفیت، از مصدر سیغماق)،
"ائورهEvrә " (به معنی مرحله از مصدر ائویرمه ك)، "چئورهÇevrә " (به معنی
محیط از مصدر چئویرمه ك)، …. نیز می توان مشاهده كرد.

٣-قالب
اسم+-ا": در زبان تركی پسوندی اسم ساز از اسم به شكل "-ا، -ه" وجود دارد.
عده ای این پسوند را مخفف پسوند "-قا، -گه" شمرده اند. بنابر این ریشه
شناسی اسم "ساوا" مركب است از اسم "ساو" ("ساب" قدیمی، نك.
ساوآلانگ-سبلان) به علاوه پسوند "-ا" و كلا به معنی خبر خوش، مژده. از
نمونه های دیگر كاربرد این پسوند در تركی قدیم: "توراTura " (قلعه، سقفی
كه با انداختن چوب بر دیوارها حاصل می شود، در دیوان لغات الترك به معنی
سپر. نك. توراقایا-طراقیه)، "گؤزهGözә " (چشمه آب)، "تؤرهTörә "،
"یالازاYalaza " (شعله). و از كلمات معاصر: "ایلكهİlkә "، "اركهƏrkә "
(انرژی)، "تورهTürә " (عدالت)، "توزهTüzә " حقوق"، "قوموتاQomuta "
(فرماندهی)، "جورهCürә " (نوع).بای بک

نامهای جغرافیائی هم ریشه:

١-سبلان-ساو
آلانگSavalañ : "ساوSav –سابSab " و محرف آن "چاوÇav " با بسط معنی از دفع
و پخش كردن، به معنی آوازه، شهرت، صدا، پیغام، خبر … نیز بكار رفته است.
به این معنی اخیر این كلمه در نامهای "سبلان" (نك. ساو آلانگ-سبلان) و
تركیب "سؤز سوو" باقی مانده است.

٢-سیبری: نام اقوام باستانی ترك
"سابیر-سابار" و یا "ساوار" نیز از همین ریشه است. "سابیر" و یا "ساوار"
نام اقوامی گوناگون از تركان باستان خزر، كومان، اوقور و بولغار و …
همچنین نام یكی از گروههای تركی باستان ساكن در آزربایجان بوده و به عنوان
نام اشخاص نیز بكار رفته است. گفته شده است كه نام "سیبری" ماخوذ از نام
این قوم باستانی ترك میباشد. (در زبان سومری نیز كلمه ای به شكل "سووار" و
به معنی انسان شمالی وجود دارد).

٣-نام روستای ساوراSavra : در غرب
سالماس (سلماس) روستایی وجود دارد كه در مکاتبات اداری "سوره" نوشته شده
اما در زبان مردم ساورا نامیده می شود. به نظر می رسد این کلمه اسم ساخته
شده بن مصدر "ساوراماق Savramaq" (در تركی قاراخانی) و یا بن مصدر
"ساوورماق" به علاوه پسوند اسم ساز "-ا"، هر دو به معنی محل محافظه شده
باشد. (در زبان سومری كلمه ای به شكل سابرا-ساپرا و به معنی مدیر معبد
وجود دارد، از مصدر "ساب" به معنی جمع كردن و "رو" به معنی دادن.
تاریخشناس معاصر توحید ملكزاده به احتمال ارتباط این نام با نامهای
اورارتویی ساردور، روسا در چهار هزار سال قبل اشاره می كند).

نتیجه

نام شهر ساوا
(ساوه) آزربایجان، منتسب به پادشاه اسطوره ای توران زمین كه از او در
ادبیات فارسی بنام "ساوه شاه" یاد شده میباشد. فرم اولیه این نام، "سابا"
است. این نام به معنی جنگجو (بن مصدر سابا.ماق، ساوا.ماق)، مدافع (از بن
مصدری ساب.ماق، ساو.ماق به علاوه پسوند "-ا") و یا مژده (از بن "ساو-ساب"
به معنی خبر به علاوه پسوند "-ا") است. "ساوا" (ساوه)، مانند "آوا" (نك.
آبا-آوه) و یكی از شهرهای آزربایجانی است كه بی هیچ تردیدی نام آن منتسب
به تركان باستان بوده و وجه تسمیه تركی آن به صراحت در متون تاریخی قید
شده است.

Bir cavab yazın

Sistemə daxil olmaq üçün məlumatlarınızı daxil edin və ya ikonlardan birinə tıklayın:

WordPress.com Loqosu

WordPress.com hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Twitter rəsmi

Twitter hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Facebook fotosu

Facebook hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

Google+ foto

Google+ hesabınızdan istifadə edərək şərh edirsinz. Çıxış / Dəyişdir )

%s qoşulma

%d bloqqer bunu bəyənir: